أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
31بدون این كه اصلًا مرا ببینید بدون این كه اصلًا با من مكاتبه داشته باشید بدون این كه اصلًا با من ارتباط داشته باشید بدون این كه اصلا با من ملاقات داشته باشید آن روزی كه شما در آن روز در وجدان خودتان بین خود و بین خدا، این بین خود و بین خدا دیگر حجّت را بر ما تمام میكند و درها را به ما میبندد. بین خود و بین خدا به آن چه كه گفته شده عمل كردید، آن روز سالك هستی. گرچه من شب قبلش گرچه فرض كنید كه اصلًا من را ندیدید و ده سال است كه با من ارتباط نداشتید و هر روز كه دیدید به آن چه كه بزرگان فرمودند و مبانی بزرگان است ترتیب اثر ندادید، خواستید ملاحظه كنید خواستید دل را در قبال سخط خدا به دست بیاورید چون انسان همه جا نمیتواند تند باشد ولی باید ببیند كه میتواند یا نمیتواند اگر میتواند باید انجام بدهد اگر توانست و انجام نداد باید بدانید آن روز سالك نیستید گرچه روز قبل دو ساعت آمدید قم و وعده خصوصی با من ملاقات كردید فردا حساب خودش را دارد فردا پرونده خودش را دارد. یكی از دوستان همین چندی پیش البتّه این قضیه مربوط است البتّه خصوصی این قضیه را گفتم نمیدانم عمومیهم گفتم یا نه؟ یكی دو سال پیش بود یكی از افراد آمد پیش من و گفت آقا من صبح در حال تهجّد و اینها بودم دیدم یكی از رفقای شما به این اسم در حالی كه این اصلًا اسم این را نشنیده بود در زمرهرفقای ما نبود ولی یك فرد صالحی بود. این كه میگوید این وقایع این مسائل واقعی استها!! این است كه اینها اعتباری نیست دیدم یكی از رفقای شما دارد به سمت مكّه میرود خب به سمت مكه به سمت راه خدا است به سمت مقام حریم دارد به سمت كعبه میشود یك مرتبه راه خودش را كج كرد رفت در برهوت یمن. برهوت یمن كجا است؟ جایی است كه وقتی كه كفّار و مشركین و معاندین اهل بیت وقتی كه غیر ملتزمین وقتی كه از دنیا میروند ملائكه نفس آنها و روح آنها را میبرند در برهوت یمن كه محل اجنّه و شیاطین و اجتماع آنها است. اسم آن برهوت یمن است. همان طور كه ما وادی السلام داریم مكان مقدّسی است و مثانی است از آن فضای نورانی عالم مثال در نزدیكی یمن هم یك جایی هست به نام برهوت یمن. این مسئله هست واقعیت دارد و این قضیه چیست؟ گفتم انشاءاللَه خیر است و توجّه نكنید و مطلب را به كسی نگویید و گذشت قضیه. من میدانستم كه آن شخص چه كار خلافی انجام داده است و مشخّص بود و چند روزی گذشت و من در خیابان دیدم و به صحبت گذشت و از گوشه و كنایه مطلب را گفتم كه مسئله این است كه گاهی اوقات انسان اشتباه كه میكند و خطاها فقط یك خطای ظاهری نیست بلكه نفس او را منحرف میكند به عالم كدورت و به عالم ظلمات و به آنها و بعد در مثالهایی كه میزدم در بین آن این مثال را هم آوردم كه یك مرتبه خود آن طرف مطلب را گرفت خیلی منقلب شد و متأثّر شد و برگشت و از آن خطایش دست برداشت حدود تقریباً دو هفته از این قضیه گذشت دوباره آن شخص آمد در منزل هر دو

