أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
33هفته یك بار ایشان میآمد. میآمد گفت من یك مطلب جالبی دیدم هفته پیش بود من یك مرتبه من (نگفت در چه وضعیتی) گفت دیدم آن كسی كه داشت میرفت در برهوت یمن مسیرش را كج رفت دوباره به سمت كعبه مسیر را ادامه داد. ببینید چشم بندی كه نیست این مسائل. این كه اصلًا اسم او را نمیدانست. اصلًا ارتباطی نداشت، اصلًا نمیدانست یك همچنین شخصی با بنده ارتباط دارد یك همچینن فردی وقتی امام صادق میفرمایند كه وقتی مؤمن از دنیا برود روحش را میبرند در وادیالسّلام وقتی كه كافر و منافق معاند از دنیا برود ملائكه میبرند حالا میفهمیم كه نه درست است گزاف نفرموده است. امام علیهالسّلام گزاف نمیگوید. دیدید گاهی اوقات با یكی صحبت میكنید كه حالت كدورت پیدا میكنید؟! هان دیگر مطلب دست شما آمد. دیدید وقتی كه یك خطایی مرتكب میشوید حال نماز خواندن ندارید یك كسالتی در خود احساس میكنید، برهوت یمن است. دیدید وقتی در یك مجلس روضه سیدالشّهدا شركت میكنی، یك مجلس ذكر ائمّه علیهمالسّلام شركت میكنی، یك مسجدی، یك حالی دو ركعت نماز میخوانی این یك حال انبساط و حال فرح برای ما پیدا میشود آن سمت چیست؟ سمت كعبه است. پس ما در دو وادی بین دو مرحله ما داریم حركت میكنیم یك طرف كعبه كه همان مقام قرب و مقام حریم و انس پروردگار و مقام تجرّد و مقام تهذیب است و یك طرف میرود در برهوت یمن و ارتباط با شیاطین و ارتباط با اجنّه لذا خیلی از اوقات انسان میتواند یكی از ملاكها و مناطها را این قرار بدهد ببینند با اهل دنیا راحت میتواند حرف بزند یا نه؟ اگر دید راحت حرف میزند باید به خودش فكر كند، اگر دید نه مشكل است معذّب است. هی میخواهد زور مطلب تمام شود بلند شود فعلا فعلا جای امیدواری فعلا وجود دارد آدم با كسی صحبت میكند نشاط پیدا میكند، انبساط پیدا میكند، حالت توجّه او بیشتر میشود. علاقه او به دنیا كم میشود. فرض كنید كه یكی از افراد میگفت به یك شخصی داشت میگفت و جدّی هم داشت میگفت ببین هر وقتی از من پول میخواهی مثلًا برای یك فقیری پول میخواهی، برای یك حسینیه برای یك فرض كنید كه جهازی افراد مستمندی هر وقت پول میخواهی بعد از مجلس روضه بیا سراغ من. من كه رفتم در مجلس روضه دیگر دست در جیبم میرود ولی اگر بلند شوی بیایی در دفترم و محلّ كارم یك قران هم به تو نمیدهم خلاصه به تو گفتم این رمز و رازم را فاش كردم هر وقت میخواهی در مجلس روضه بیا بغل من بنشین و تا نیامدم بیرون تا خلاصه خواستی ما را تیغ بزنی تیغ زدن كه حالا اینها نیست، اینها همه لطف است. آن موقع چرا چون امام حسین قطع تعلّق میآورد تعلّقها را قطع میكند، ارتباطات دنیا را از بین میبرد. گرفتگی میخها را شل میكند با هر میخی یك طناب به این نفس همین طور چیست؟ هی بسته شده است. كار امام حسین، كار ائمّه مجالس ذكر ائمّه، شل كردن این میخها است. شل كردن این طنابها است شل كردن

