أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
35كار اینها است مجالس اهل دنیا نه اهل دنیا و اهل معاصی و اهل كثرات میآیند اضافه میكنند فلانی نگاه كن ببین چه جوری است وضع او. فلانی سرمایهاو این قدر است. فلانی رفته فلان كار هی عكس آن حالت و عكس آن كارها و تصرّفاتی كه مجالس اولیاء خدا و مجالس اهل بیت و مجالس دوستان و صالحین برای انسان ایجاد میكند. عكس او برای انسان پیدا میشود. نتیجه گیری میكنم از مطالب این است كه (تا به چندتا از سوالاتی كه دوستان دادند پاسخ بدهم گرچه خیلی دیر شده است) و او این است: مرحوم آقا میفرمودندارتباط بین سالك و بین خدا یك ارتباط كامپیوتری است و اتوماتیك است یعنی چه؟! یعنی هر عملی را كه انسان انجام بدهد اگر آن عمل صحیح باشد آن ارتباط میآید برقرار میشود وقتی آن ارتباط برقرار شد میآید این ارتباط روی آن استاد ولی خدایی كه متصدّی آن دستگیری هست مثل مرحوم والد، استادشان حضرت حدّاد میآید آن ارتباط به او میرسد یعنی سه گوشه مثلّث در این جا وجود دارد: یك گوشه انسان است، یك گوشه بالا خدا است و یك گوشه سمت چپ ولی الهی كه دستگیری میكند. این ارتباط دائماً در حال حركت و گردش است چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی كار خلاف انجام بدهد در آن جا عكس العمل در آن جا پیدا میشود از آن جا میآید در قلب ولی خدا و ارتباط بین ولی و بین او سست میشود، سست میشود. بخواهی نخواهی سست میشود حتّی ممكن است از نقطه نظر ظاهر ولی خدا نداند این چه كاری انجام داده است بخواهد به خود رجوع كند میفهمد چه كرده است ولی نمیخواهد. امام صادق علیهالسّلام میگوید علم دست ما است بخواهیم میدانیم این بخواهیم میدانیم. معنایش این است كه آن علم غیب و ربوبی را به مقام نفس تنزل میدهیم یا اگر دست ما باشد تنزّل نمیدهیم لذا شخص از حضرت سؤال میكند. حضرت میگوید نمیدانم یعنی نمیخواهم بدانم نه این كه نمیدانم. بعد میگوید یابن رسول اللَه شما نمیدانید بعد میگوید نخیر میدانم فلان چیز است. چیست چه شد شما كه الآن فرمودید نمیدانم حضرت فرمود آن موقع نخواستم بدانم این نخواستم بدانم نه این كه نبوده، بوده. من احضارش نكردم من نیاوردم در نفس در مرتبه نازله نفس كه بتواند قابل بیان باشد در همان مرتبه كلّی خودش در همان مرتبه نگه دارم این مسئله بسیار مسئلهمشكلی است كه البتّه بنده تا حدودی خیال میكنم در چیز توضیح دادم اگر نظر رفقا باشد در مقدمه افق وحی در آن بحث علم امام علم ربوبی، در آن جا این قضیه را گفتم خب البتّه مشكل است و حتماً نیاز دارد به این كه انسان خودش تا حدودی از نظر شهودی نسبت به این مطالب اشراف داشته باشد كه البتّه خود ما هم میتوانیم یك همچنین مسئله ادعا كنیم فرض كنید كه الآن خود شما بسیاری از محفوظات دارید، بسیاری از اشعار غزلها مطالب شما در ذهن ندارید؟ همه میتوانید به من بگویید همین الآن؟ در همین ساعت یازده و نیم؟ نمیشود ولی اگر از شما سؤال كنم آقا فلان غزل

