اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك

14267

أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك

57
  •  ازدواج همین طور مستدام خواهد بود. شوهرم هیئتی است و جزءمكتب نیست و این مسائل را اصلًا نمی‌داند. خب نداند چه اشكال دارد و مگر قرار بر این است كه انسان از ابتدا همه چیز را بداند كدام یك از شما از ابتدا همه چیز را می‌دانستید خود بنده نمی‌دانستم كم كم انسان وارد می‌شود به مسائل به مبانی آشنا می‌شود اطّلاع پیدا می‌كند و هیئتی نبودن اشكالی ندارد، چه اشكالی دارد؟ اگر بخواهیم در ایام محرّم در مجالس شما شركت كنم، برای او سؤال پیش می‌آید كه چرا در مجالس همسایه شركت نمی‌كنید؟ چه باید كرد؟ جواب: خب چه اشكال دارد در مجالس روضه همسایه هم شما شركت كنید وقتی كه روضه است، روضه است اگر ببینید آن هم اخلاص دارد، صادقانه. خلوص دارد مجلسی گرفته است همسایه‌ها را دعوت كرده چند نفر آمدند، چه اشكال دارد شما هم شركت كنید؟ مگر ما تافته جدا بافته هستیم. استفاده‌ای كه از آن جا می‌كنید استفاده بیشتر باشد ا این كه از بعضی از جاهایی كه با سر و صداهای بیشتر توأم باشد. اگر نتوانم در مجلس شركت كنم در جلسات دیگر كه رعایت آداب را نمی‌كنند اشكال دارد؟ منظور از رعایت نكردن چیست؟ اگر یك وقت مجلس، مجلس لهو و لعب است. حرفی می‌زنند حرف بیخود غیبت و فلان و این حرفها و در ضمن هم یك ذاكری بخواند نه این مجالس فایده ندارد ولی اگر نه حالا فرض كنید كه یك نفر رعایت نمی‌كند، نمی‌داند جاهل است نسبت به مسائل اطّلاع ندارد نباید با او برخورد كرد نباید با او تند صحبت كرد بالاخره كم كم با اخلاق خوب با رفتار خوب با سخنان محبّت آمیز انسان می‌تواند افراد را جذب كند اگر بخواهد فرض كنید كه از یك مقام بالاتر و با یك خشونت باشد این در این جا نه تأثیرگذار است و نه دستور. هیچ كدام. بنده آن چه را كه در روش بزرگان دیدم درست برخلاف بوده است من با مرحوم آقا روزها در بیمارستان بودم. این بیمارستان راجع به قلبشان بودم، راجع به كبد ایشان بودم راجع به دیسك ایشان بودم و مختلف به اصطلاح ایشان خب این افرادی كه می‌آمدند در این جا خب این نرسهایی كه می‌آمدند همه یك جور نبودند مختلف بودند فرق داشتند من آن برخورد ایشان، سعه صدر ایشان، خنده ایشان واقعاً اینها را دیوانه ایشان می‌كرد نه این كه فقط محبّ، كه این مرد بزرگ این عالم، این پیرمرد فرض كنید كه با این وضعیت چطور این قدر با محبّت، پدرانه با لطف، با صمیمیت برخورد می‌كند. اصلًا اینها عجیب بودند به طوری كه وقتی ایشان می‌خواستند از بیمارستان خارج شوند همه اینها با گریه تا دم در می‌آمدند و بدرقه می‌كردند و چه می‌كردند. فلان پیغمبر این جوری بود. نهی از منكر پیغمبر این جوری بود چوب نداشت آقاجان من چی بود و چی شد حالا نهی از منكر ما و امر به معروف ما چادرها را از سر برمی‌دارد به جای چادر گذاشتن بله.