
دیدن خداوند با چشم دل
تبیین حقیقت رؤیت و لقاء خداوند از منظر عرفان
تبیین حقیقت رؤیت، شناخت و لقاء خداوند، موضوع اصلی سخنرانی حاضر است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در اوّل رجب سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع مشتاقان ایراد شده است؛ با استفاده از تمثیل نور چراغ و اشیاء، توضیح میدهد که همانطور که چراغ را با نور ساطع شده از آن نمیتوان شناخت، خدا را نیز نمیتوان با ظهوراتش (مخلوقات) شناخت، بلکه باید او را با خودِ او شناخت. سپس به تناقض ظاهری بین روایاتی که رؤیت و لقاء خدا را نفی میکنند و روایاتی که آن را اثبات میکنند، میپردازد و راه حل آن را در تفکیک بین چشم ظاهری و چشم دل میداند. ایشان برای تبیین این مسئله، به قاعدۀ فلسفی لا یَعرِف شیءٌ شیئًا إلاّ بما هو فیه منه استناد کرده و توضیح میدهد که انسان به همان میزان که از حقیقت الهی در ذات او وجود دارد، میتواند به خدا معرفت پیدا کند.
دیدن خداوند با چشم دل
7میزان شناخت ما از خدا چقدر است؟
یک وقت است که ما متوغّل شدیم در عالم طبیعت، نظر به کثرات میکنیم، به آن نورِ وجود و نورِ بسیط و مطلق اصلاً توجّهی نداریم، هرچه نگاه میکنیم جداییها را میبینیم، در اینصورت ما خدا را خیلی کم میشناسیم، خیلی کم! چون با او ربط نداریم.
یک وقتی بشر از این درجه میآید بالاتر، به یک عالم واسعی نگاه میکند، و از کثرات و موجودات متفرّقه و مختلفه یک قدری به جنبۀ اطلاق خود را نزدیک میکند، به همان مقدار خدا را میشناسد؛ چون خداوند علیّ أعلیٰ مانند خورشیدی که طلوع کرده، تمامِ عوالم را روشن میکند.
اگر ما سرمان را بیندازیم پائین روی زمین، فقط نور خورشیدی که در این طاقچه و در آن طاقچه، در این اطاق و در آن اطاق است میبینیم؛ امّا اگر یک قدری بیاییم بالاتر، برویم روی ابر، نور خورشید را واضحتر میبینیم، تمام افق را نورانی میبینیم. اگر از آنجا برویم بالاتر، در آن طبقات، تا کجا برسیم؟ تا برسیم به خورشید، در هر طبقهای که ما به خورشید نزدیک میشویم، از نور خورشید و خواصّ خورشید بیشتر بهرهمند میشویم.
انسان هم چون یک موجودی است که خداوند علیّ أعلیٰ در او ظهور کرده، و انسان مظهرِ پروردگار شده، و این ظهور خدا ظهورِ تامّ بوده، قابلیّت کشش و سیر را دارد؛ کشش و سیرش چیست؟ از این موجودات متفرّقه گذشتن، از کثرات گذشتن، هیچ چیزی غیر از این نیست که: انسان سرش را از عالم شهوت و طبع و طبیعت بالا بیاورد و به اینها توجّه نکند، و از آن طرف رویش را از این عالمِ مادّه به عالم ملکوت متوجّه کند، وِجهۀ قلبش را به آن طرف بسپارد و بگوید: ﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾.1
آنوقت به هر اندازهای که وجهۀ دل به آن طرف متوجّه میشود، به عالم قدس که همان اسماء و صفات پروردگار است، نزدیکتر میشود، تا به جائی که میخواهد به ذات برسد و لقاء حقیقیِ حقیقتِ پروردگار کند.
- سوره الأنعام (٦) قسمتی از آیۀ ٧٩.
