
اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا و عزلت در سیروسلوک
معنای ذکر خدا. نماز، بالاترین ذکر و بهترین وسیله برای تقرّب بهسوی پروردگار. علّت فضیلت نماز بر سایر عبادات. عدم سقوط حکم نماز تحت هیچ شرایطی. نقد قائلین به انحصار عبادت در خدمت به خلق. قرب به خدا و رفع حجابها بهواسطۀ دوام ذکر و یاد خدا. تفاوت نحوۀ دعا و ذکر خدا در عرفات و مشعر الحرام. تلازم ذکر و یاد خدا با محبّت به پروردگار. بناء تمام دستورات دین بر پایۀ محبّت. وصول به بالاترین درجات ایمان بهواسطۀ شدّت محبّت به خدا. تأثیر عزلت در حضور قلب. دوام ذکر و توجّه به خدا. مجلس بیست و دوم:لزوم مراقبه در راه عرفان جهت وصول به مقام فناء فی اللَهکفر بعد از معرفت و شناخت خدا. ملازمۀ میزان معرفت انسان با طهارت باطنی او. طهارت لازم جهت ادراک بطون قرآن و معارف الهی. کیفیّت وصول به مقام مخلَصین و حالات آنها بعد از شهود و فناء ذات. لزوم اکرام و اعزاز حالات وارده و اسماء و صفات نازله بر قلب انسان. مراقبه رکن اساسی سیر و سلوک. شدّت عذاب و عقوبت عالم کفرانکننده نسبت به جاهل بیاطّلاع. کیفیّت اتّحاد و معیّت ادراکی موجودات با خدا. آثار اتّحاد و اتّصال روحی. تأثیر محبّت در ایجاد معیّت و اتّحاد روحی. هدایت رسول باطنی در راه فناء فی اللَه بهواسطۀ معیّت با انوار طیّبه و طاهرۀ معصومین علیهم السّلام. وحدت اختیار و ارادۀ انسان با خدا بهواسطۀ معیّت. حقیقت فناء فی اللَه.
اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا و عزلت در سیروسلوک
13حالا اگر این محبّت در کانون قلب انسان آمد و این نمازها اثر کرد، نماز اوّل یک اثر گذاشت و یک تکان داد، نماز دوّم یک تکان دیگر، سوّم، چهارم، پنجم، ششم؛ مثل آن بنزینی که شما در طیّاره میریزید، یکمرتبه که باک بنزین طیّاره پُر نمیشود، بلکه کمکم کمکم ریخته میشود تا پر شود. هرچه بیشتر پر شود، از این طرف، حجاب بیشتری از بین میرود؛ چون از آثار محبّت، ائتلاف است.
کسی که دیگری را دوست دارد، در مقابل او فداکار است و هرچه محبّتش بیشتر باشد، فداکاریاش بیشتر است. پدر دربارۀ بچّهاش فداکار است، خوابش را برای بچّهاش از دست میدهد؛ این فداکاری است. پولش را برای بچّه از دست میدهد؛ مگر این فداکاری نیست؟! بعضی اوقات صحّتش را از دست میدهد. بعضی اوقات بچّه میخواهد بسوزد و مادرش خودش را در آتش میاندازد و میسوزد و میمیرد و جانش را از دست میدهد، امّا نمیگذارد که بچّه بمیرد؛ اینکه مادر جانش را از دست میدهد یعنی: من در مقابل محبّت تو هستی ندارم! آیا این امر دربارۀ محبّت پروردگار صادق نیست؟! یعنی اگر محبّت پروردگار در قلب کسی زیادتر شود، این هستی از بین نمیرود؟! آن محبّت شدید میشود تا جایی که این هستی از این طرف از بین میرود و چیزی در وجود این شخص غیر از ارادۀ پروردگار و نور پروردگار و محبّت پروردگار، حکمفرما نیست.
این احوالاتی که از امیرالمؤمنین علیه السّلام میخوانیم که دربارۀ محبّت پروردگار سرا پا باخته بود، معنایش همین است. ابو نعیم اصفهانی که از معتبرین سنّیها است، در حِلیة الاولیاء روایتی نقل میکند که پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله میگوید:
لا تَسُبّوا علیًّا فإنّه مَمسوسٌ فی ذاتِ اللَه؛1 «از علی به من عیب نگویید، علی دیوانۀ خدا است!»
ممسوس یعنی دیوانه و مسّ شده. ﴿إِذَا مَسَّهُمۡ طَـٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾،2 یعنی شیطانزده شده است؛ مانند ملخزده، سیلزده، مرضزده، سرما زده. پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله میفرماید: «علی خدا زده است!» تعبیر خیلی عالیای است! علی اینطور است.
- حلیة الأولیاء، ج ١، ص ٦٨.
- سوره أعراف (٧) آیه ٢٠١.
