ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
13میگویند كه انسان باید دستش در دست یك خبیر باشد. اگر نباشد از همان راه میآید و زمین میزند.
بعد از زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه همین خطر پیش آمد. همین كه الآن دارم به شما عرض میكنم، همین پیش آمد. از راه دروغ جلو آمد. بنده بخشی از آن را دیدید كه در جلّد دوّم اسرار، بخشی از آن مسائل را به نحو كلّی عرض كردم، یكی دو مصداق هم ذكر كردم. از راه دروغ جلو آمد، خب بنده پسر مرحوم آقا هستم. از حالات ایشان خبر داشتم. از كیفیت سلوك ایشان خبر داشتم. این حرف ایشان نیست من چهل سال با یك همچنین مردی زندگی كردم. در مرض و صحّت با او بودم. در سفر و در حضر با او بودم. این حرف نمیآید، این حرف نمیآید و از یك همچنین شخصیتّی این حرف امكان ندارد تحقیق میكردم معلوم میشد دروغ است آقا از خودش درآورده است، درآورده است. چاپ كرده است چاپخانه كه نمیآید هوشمند نیست كه بیاید دروغ را تشخیص بدهد هر چه به او بدهی در كاغذ از آن طرف بیرون میآید. در چاپخانه فقط همین است كه آن را كه مینویسی روی كاغذ بیرون میدهد، خودش كه تشخیص نمیدهد كه این مطلب با واقع منطبق است یا نه؟ او قدرت تشخیص ندارد. درست؟! دروغ آمدند به پدر ما نسبت دادند. دروغ آقا دروغ، تهمّت. آمدند بر ایشان زدند. خب بعضی از اینها مشخّص است. آمدند مكاشفه به دروغ معنا كردند دیدید در آنجا بنده یك مورد آن را گفتم. یك شخصّی آمد به من گفت. مدّتی گذشته بود. مرحوم آقا در حرم، حرم امام، رضا بین الطّلوعین هم بود. نشان میداد كه حالا از حرم هم شاید برگشته بود. مرحوم آقا را در حرم الآن بله ایشان در آن جا بودند ایشان فرمودند این منزل كذایی یك منزلی بود، مرحوم آقا گفتند این را به فلانی بگو كه این را ابتیاع كند و بخرد و شما را در آن جا اسكان كند و به اسم شما هم بكند. گفتم عجب آقای خوبی!! دیگر مثل این كه قبل از این كه به فكر ما باشد به فكر شاگردان و كسان دیگر افتاده است. برایش ابتیاع كند و به اسمش هم كند، محضری!! ایشان خیلی قشنگ مكاشفه خیلی دقیق و خیلی خوب و هیچ شكّ و شبههای هم در احتمال خلاف نمیرود و شما را مسئول چاپ و طبع آثار من كند، آثار مرحوم آقا.

