ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
15كسی كه نمیداند كه پنج تا انگشت دارد یا شش تا چگونه بیایند این كار را بكنند؟!! كه ما دیدیم نمیشود، هیچی نگفتیم و بعد گفتم خیلی خب حالا ما برویم یك تحقیقی بكنیم راجع به منزل و قیمت منزل و اینها را ببینیم چه میشود؟ بعد یكی را فرستادیم، حالا برویم ببینیم علی كلّ حال گرچه اصلًا جور در نمیآید حالا پی آن را بگیریم ببینیم به كجا میرسد؟ بالاخره برای تفنّن هم بد نیست حالا تفنّنی داشته باشیم ما كه همه چیز دیدیم این هم روی آن. بعد معلوم شد كه این آقا فرض كنید كه قیمت این ساختمان چقدر است؟ بیست میلیون فرض كنید این میگوید چهل و پنج، پنجاه میلیون. چیز بی ربطی است! این حرفها مدّتی گذشت ما ایشان را دیدیم به ایشان گفتم فلانی این شما راجع به قیمت این ساختمان تحقیق كردید؟ سؤال كردید گفت بله من آقای فلانی را فرستادم و اسم یك نفر را برد و فرستادم و این یك قیمتی داد، البتّه آن جا یك شوخی هم كرد كه حالا ما مسئله را دیگر رد شویم و بله یك به اصطلاح شوخی كرد و گفتم كه خب پس بنابراین با این قیمتها معقول نیست، اصلًا عقلایی نیست. گفت خب بله دیگر نمیشود گفتم پس من یك خواهش از شما میكنم این دفعه اگر مرحوم آقا را در مكاشفه دیدید بگویید اوّل یك سری به بنگاه بزنند این قیمت خانهها دستشان بیاید آن وقت بعد به شما امر بفرمایند كه به فلانی بگو كه حالا برای شما چیزی بخرد، دیگر متوجّه شد كه مچ او باز شده است!!
شما ببینید مكاشفه دروغ میآیند برای بنده نقل میكنند. التفات كردید؟ خب حالا یكی را من باز كردم. آن هزاران هزاری كه به بقیه میگفتند چه؟ همه كه مثل من نیستند كه از خصوصیات و مسائل مطلع باشندو خلاصه مچ بگیرد. كسی میآید تازه میآید تازه دو روز است آقا را دیده یا اصلًا ندیده، آن قدر هم اطّلاعات ندارد، آن قدر آگاهی ندارد وقتی كه نگاه كند ببیند یك همچنین آدمیخوش صحبت، خوش بیان، جاذب اتّفاقاً خیلی هم قشنگ صحبت میكرد و خیلی جاذب بود، گیرا بود. خب چه میشود؟ نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است كه دل و دین در گرو این دروغ میبازد و دنیا و آخرتش را به پای این دروغها و به پای این تهمتها و به پای این خرافات و به پای این مسائل غیر واقعی و وساوس شیطانی قرار میدهد، درست؟ مگر نشد؟ خب شد دیگر. خب این به جای خود، از آن طرف شیطان وقتی دید به این مقدار نتوانست، جلوی دروغ گرفته شد. جلوی تهمت گرفته شد. جلوی اینها گرفته شد. آمد و راه بسیار خطرناك و بسیار موذیانه و بسیار مهیبی را طی كرد یعنی دیگر آخرین ضربه خودش را آمد وارد كرد از راه مشاهدات واقعی خب حالا این كه دروغ بود، این كه از اوّل پیدا بود، ما هم از همان جا جلویش را گرفتیم و مسئله را بستیم و تمامش

