ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
17كردیم خیلی خب آمد از راه واقع، افراد میآمدند مسائلی را مشاهده میكردند وقتی كه انسان نگاه میكرد میدید مطالب درست است، مطالب درست است. یك جای قضیه گیر دارد. (اینهایی كه امروز خدمت شما عرض میكنم بسیار مطالب دقیقی است یعنی همان نگرانیهایی كه ما تا به حال داشتیم، آن نسبت به مطالب، چه مسائل كلّی و چه مسائل جزئی امروز داریم مشاهده میكنیم، اینها را باید در نظر گرفت آمد) از راه واقع مثلًا آمد رفت به خواب یك نفر كه فرض كن فلان شخص فردا ساعت چند در منزل میآید واقعاً آن هم میآمد درست است؟! خب این كه دیگر نمیشود خواب شیطانی باشد. واقعیت انجام شده است، واقعیت پیدا شده است، درست شد؟ میآمد به مكاشفه، به مكاشفه یك نفر، یكی از دوستان بود نقل میكرد میگفت كه من به سفر عتبات رفته بودم، آن جا در سفر عتبات در حرم ائمّه علیهمالسّلام، دیگر بالاتراز این؟! سفر عتبات، سفر معنویت، حرم امام علیهالسّلام، یك نفر از بستگانش از بستگان بسیار نزدیكش در حرم موسی بن جعفر یك تقاضایی كرده بود، تقاضایی كرده بود این شخص در تهران تقاضای او را میفهمد. شب وقتی به او تلفن میزند كه امروز در حرم موسی بن جعفر گوشه ضریح ایستاده بودی، این تقاضا را نكرده بودی؟ چه؟ چه شد؟ من آن جا، این این جا و این كجا و واقع و راست و درست ولی این كه بود؟ شیطان بود! این شیطان بود. برای چه؟ دارد دانه میپاشد، دارد دام میگذارد، دارد زمینه سازی میكند برای مطالبی كه باید القاء كند. این میآید جلو همان موقع وقتی كه به من این مطالب میرسید میگفتم كه این مسائل، شیطانی است میگفتند آقا چطوری شیطانی است؟ در حرم امام است. میگفتم مگر در حرم امام شیطان نیست؟ نه چگونه ممكن است باشد؟ گفتم پس این دزدهایی كه در حرم امام میگیرند، جبرائیل به آنها وحی كرده است؟ مگر در خود حرم امام جیببرها را نمیگیرند؟ جیب بر نبود، یك وقتی در همین حرم موسی بن جعفر جیب خود من را داشتند میزدند!! خب مگر شیطان نیست؟ مگر در حرم خود امام چشم خائن نیست؟ چشم ناپاك نیست؟ هست. پس آن جا هم شیطان هست فرق نمیكند حالا چون حرم، حرم امام است همه چیز تمام است؟! نخیر این طور نیست. در كعبه هم شیطان است، در خود كعبه كه ما نماز میخوانیم شیطان است. نمیدانم این قضیه را برای شما نقل كردم یا نه؟ یك نفر برای خودم نقل كرد كه وقتی كه باب كعبه را باز كرده بودند روز نمیدانم هفتم یا هشتم كه باز میكنند بعد میروند تمیز میكنند میشویند با عطر و گلاب و اینها عطرآگین میكنند تمیز میكنند و یك عدّه از افراد میروند. خودش میگفت شنیدم فلان شخص و فلان شخص، اسم نمیبرم فلان شخص داشت به آن یكی میگفت: یادت باشد در كعبه، جایی كه

