اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک

15304
نسخه عربی

ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک

25
  •  گفت. حالت خودش را تغییر داد بعد از چهل روز وقتی عوض شد جبرائیل آمد. چهل روز باید این مسیر طی شود، درست؟! خب این قضیه مربوط به ما هم هست. این اذكاری كه می‌دهند، این اربعینّیات، این مراقبات، اینها مال چیست؟ مال همین است، حالا برای رسول خدا به آن نحو بود، برای ما هم دیگر به انحاء دیگر خواهد بود. آن وقت صحبت در این جا این است كه انسان، انسان، نباید كاری كند. این مسئله خیلی مهّم است، انسان نباید كاری انجام بدهد كه به واسطه عمل او، افراد سودجو و افرادی كه زمینه انحراف دارند بتوانند سوء استفاده كنند و این خیلی مسئله مهمی است. هم نسبت به فضای شخصی و هم نسبت به فضای اجتماعی. چون بالاخره اگر یك شخصی، یك حرفی بزند به مقتضای شخصیت خودش و آن انظاری كه پشت مسئله است، كلام او دارای عواقب و دارای تبعاتی خواهد بود و به هر مقدار كه این موقعیت در انسان خطیرتر باشد، مسئولیت كلام او و مسئولیت رفتار او هم در قبال فرد و در قبال جامعه بیشتر خواهد بود. هر مقدار كه این مسئله شدیدتر باشد، مسئولیت، مسئولیت شدیدتر است. اولیاء الهی هیچ وقت بهانه به دست افراد نمی‌دادند و جوری صحبت نمی‌كردند كه دیگران بیایند و سوء استفاده كنند.

  •  یك وقت مرحوم آقا به من فرمودند كه فلان شخص در نجف كارهایی انجام می‌داد، افراد به او مراجعه می‌كردند، مرد بزرگی بود، با مرحوم قاضی خیلی ارتباط داشت، اسمش را الآن فراموش كردم. بله مرحوم طالقانی، مرحوم طالقانی، مرحوم آقا سید مرتضی طالقانی ایشان با مرحوم قاضی خیلی ارتباط داشت، منتهی در مسیر عرفان نبود. حالات خوشی داشت، از صلحا بود، از عبّاد بود، كارهایی می‌كرد. امور غیرعادی و خارق العاده انجام می‌داد و معروف بود. هر روز صبح در خانه او یك صف دویست و صد متری بود، آن یكی دلش درد می‌كرد، آن یكی قرض داشت، آن یكی نمی‌دانم دعوایش شده بود، خلاصه از این مسائل هست دیگر دنیا كه دیگر خالی از این مطالب نیست و این گاهی از اوقات اصلًا از شدت تزاحم مردم و تهاجم مردم بلند می‌شد بیرون می‌رفت. ولی مرحوم قاضی این طور نبود، شخص می‌رفت پیش مرحوم قاضی می‌گفت دلم درد می‌كند می‌گفت خب بلندشو برو دوایت را بخور، حالا اگر هم یك كاری می‌كرد دیگر جلویش نمی‌گفت خب برو من تصرّف كردم، فلان كردم، خوب خواهی شد. آن می‌رفت گیاه می‌خورد و این هم در این وسط كار حالا تصرّف می‌كرد. اینها رند هستند، نمی‌گویند، خودشان را لو نمی‌دهند، عرفا، اولیای خدا این طور نیستند كه بیایند و خودشان را درمعرض افراد نادان قرار بدهند، جّهال قرار بدهند، افراد نپخته قرار بدهند. مرحوم آقا می‌فرمودند، مرحوم قاضی این طور نبود. اگر هم یك وقتی كاری می‌كرد