ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
27مطلبی انجام میداد، جوری انجام نمیداد كه آن شخص متوجّه بشود. آن شخص خیال میكرد كه بر اساس همین مسائل ظاهری است در صورتی كه حالا تصرّف او بوده است. نمیآمد به او بگوید. درست شد؟ خب در حالی كه ما این مطالب را از بعضی میشنیدیم و اكثر این مسائل هم خلاف بود و اكثر اینها خلاف بود. آن كسانی كه سابق میآمدند و راجع به مسائل ظهور صحبت میكردند و به مردم میگفتند و اكثر آنها هم خلاف درآمد، خود بنده شنیدم از بعضی از آنها مطالبی و یكی و دو تا هم نبودند و تا به حال وعدههای آنها گرچه مشخّص بود ولكن تابحال محقّق نشده است. پس چه شد؟ این وعدهها چه شد؟! خود بنده شنیدم!! آخر یك وقتی فرض كنید كه ما میگوییم، انشاءاللَه ظهور نزدیك است، ولی دیگر تعیین كه نمیكنیم، ما چه میدانیم كه چه وقت است؟ این فقط مربوط به مشیت الهی است و خود امام علیهالسّلام او میداند و كسی دیگر اطّلاع ندارد و آن عارفی كه آن متصّل شده باشد و الّا هر كسی كه حالت خوش كند، دلیل نمیشود بر این كه از همه مسائل خبر داشته باشد. درست؟! آن وقت این افراد میآمدند با این گونه مسائل مطرح كردن، كه یكی درست درآمد، یكی خلاف درمیآمد، میگفت آقا دیدید درست درآمد؟!! اخبار از آن چه كه در ضمیر است یا فرض كن فلان قضیه كه میخواهد اتّفاق بیفتد و امثال اینها به نحوی عمل میكردند كه زمینه سوء استفاده دیگران برای این مسئله فراهم میشد و این غلط است چرا كسی نمیتواند بیاید از من حرف بزند؟ چرا؟ چون من اصلًا در این زمینه نیستم بر فرض بدانم هم نمیگویم. آن وقت چطور فرض كنید كه انسان بدون این كه متوجّه باشد به عواقب كار خودش و به عواقب گفتار خودش بلند شود بیاید این را بگوید، آن را بگوید، افرادی سود جو و منحرف و حقّه باز و دغل باز به خاطر این كه به مقاصد خودشان برسند، بلند شوند بیایند تهمت بزنند. بگویند آقا این را گفت، آن آقا آن را گفت. آن شخص در این مسئله مسؤل است كه از اوّل نمیبایست به نحوی در میان جامعه باشد، در میان افراد باشد كه افراد منحرف و خیال پرداز بیایند و از موقعیت او استفاده كنند، حالا فرض كنید كه یك شخص هم ازدنیا رفته بیاید بگوید آقا من نگفتم. خب از دنیا دیگر رفته و سایر افراد هم دچار انحراف بشوند. این جا است كه ما نسبت به این مسئله خیلی مسئولیت داریم و خیلی باید حواسمان جمع باشد و مواظب باشیم و كاری كه برای یك فرد انجام میدهیم ممكن است این عمل احترام، تعظیم، تكریم، حرفهای بیخود، حرفهای بیخودی كه میزنیم، اینها افراد را دچار موانعی بكند و كم كم نفس آنها كه ابتداءً شاید از یك قضیه بدش بیاید، نه این حرف نسبت به من درست نبود ولی وقتی كه جلوگیری نكند، كم كم كم خوشش میآید آن جا است كه همین شخصی كه، همین

