ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
33كارها را انجام میدهد. ای آدم نفهم بین تو و بین آن كه میافتد و پایت را میبوسد چه فرقی میكند؟ چرا اجازه میدهی؟ چرا اجازه میدهی كه یك بنده خدایی كه مثل تو است و تفاوتی ندارد بیاید این طور اظهار ذلت و خشوع كند؟ چرا؟ دأب بزرگان كه این طور نبود، از مرحوم پدرم یك روز سؤال كردم كه شما تا به حال آیا پای استادتان را بوسیدید؟ این حرف را تا به حال نزدم، میخواستم یك مسئله به دستم بیاید یك قضیهای، ایشان فرمودند نخیر. من تابحال پای استادم را نبوسیدم. بعد گفتم كه چرا نبوسیدیدید؟ خب ما متجرّی بودیم؟ ما خب قانع نمیشدیم. بله گفتم چرا نبوسیدی؟ ایشان یك مسئله را فرمودند اوّل این كه ایشان فردی نبود كه اجازه دهد كسی پای او را ببوسد و خود را با همه رفقایش در یك سطح میدید. ببینید مرحوم سیدهاشم حدّاد اول عارف دنیا در آن روز پس از بقییاللَه توجّه میكنید؟! اوّل ولی الهی، چیزی است كه ما اعتقاد داریم، حالا هر كسی نمیخواهد داشته باشد، نداشته باشد، ما كه داریم. ولی این در مرتبه عبودیت برایش فرق نمیكند، نرسیده به مقام ولایت كه پایش را دراز كند كه بیایید ببوسید! آن دیگر عبودیت نیست، این فرعونیت است، این شیطان است كه بیاید پایش را دراز كند كه بیا ببوس. مثل همان آقایی كه ما وسط صحن دیدیم. هان؟ خودش را با بقیه در یك طراز میدید و آن چیزی است كه خود من هم مشاهده میكردم. وقتی كه با افراد صحبت میكرد، میگفت، میخندید، شوخی میكرد، با من شوخی میكرد، من آن موقع هفده سالم بود. من آخرین مرتبه كه ایشان را دیدم هفده سالم هم نشده بود، هفده سالم نبود در همان عتبات بودیم. شوخی میكرد. میخندید. انگار مثل خود ما دارد با ما حرف میزند. روی ما باز بود. برای صحبت كردن با او باز بود. من گاهی با خودم میگفتم این مرد الهی، این ولی الهی نگاه كن دارد با من شوخی میكند!! من شانزده سالم است، بچّه هستم این دارد این طور شوخی میكند. او نمیگذاشت كه شخصی پایش را ببوسد یك. دوّماً من نمیخواستم (این خیلی حرف عجیبی است) این مربوط به خود ایشان است، ایشان فرمودند من نمیخواستم آن جنبه وحدت و جنبه اقتراب و نزدیكی بین خود و بین استاد خودم را با بوسیدن پا پایین بیاورم این دیگر از آن حرفهایی است كه دیگر بیشتر من نمیتوانم توضیح بدهم، خود دوستان باید بروند روی آن فكر كنند كه نزدیكی به بوسیدن نیست. بنده خدمت همه رفقا گفتم الآن هم مجدّد میگویم من راضی نیستم كسی دست من را ببوسد، راضی نیستم و من هنوز به آن مرتبه نرسیدم كه خلاصه در من تأثیری ایجاد نكند. حالا آن بزرگان آنها خب جای خود دارد، آن دست هم كه ما داریم راجع به فرض كنید كه پدر و مادر انسان باید دست آنها را ببوسد و اینها ولی خب آن اولیاء الهی به جای خود محفوظ ولیكن دلیلی ندارد كه

