ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
35انسان بخواهد دست ببوسد. برای چه؟ و كسی تصوّر نكند با دست بوسیدن من به من نزدیكتر میشود. نخیر این طور نیست بلكه دورتر خواهد شد. من با آن شخصی احساس نزدیكی میكنم كه از این مطالب گذشته باشد و در افق دیگری سیر كرده باشد.
علی كلّ حال اینها مطالبی است كه ما دیدیم، ازبزرگان دیدیم و باید به آن عمل كنیم و جامهعمل باید بپوشانیم.
نتیجهای كه از صحبتهای امروز میگیرم و بعد چند سؤال از سؤالهای دوستان را پاسخ بدهم این است كه: انسان در مقام تربیت و در مقام تزكیه باید به پیشگیری فكر كند تا به درمان و جلوی خطرات را در پیشگیری بگیرد. در هر قضیهای تا احساس میكند كه ممكن است در این قضیه به خطا بیفتد همان موقع اصلًا اقدام نكند. همان موقع جلو نرود و همان موقع بین خود و بین آن مسئله فاصله بیاندازد.
خب این مطالب، اگر مسئله دیگری هست كه خب انشاءاللَه در جلسه بعد خدمت رفقا عرض میكنم.
تلمیذ: سلامٌ علیكم چگونه خود را وادار به عبادات و مستحبّات و عمل صالحه كنیم و چطور كتابها را با باطن هضم كنیم؟
استاد: ببنید مسئله این سؤال، سؤالی است كه پاسخ آن روشن است زیرا چطور ندارد! وقتی كه انسان نسبت به یك مسئله اعتقاد دارد، نسبت به یك مسئله باور دارد، خود اعتقاد و باور از مقدّمات انبعاث فعل هستند یعنی وقتی كه انسان یك مسئله را میخواهد انجام بدهد، اوّل تصورّی از او در ذهن میآید، بعد آن تصوّر تثبیت میشود، به تثبیت میرسد، بعد شوق پیدا میشود. بعد شوق اكید پیدا میشود و بعد به مرتبه اراده و انجام خارجی میرسد وقتی كه انسان بداند كه عبادت چه تأثیری در او دارد و چه نیازی برای انسان است، خب این همین خودش طی كردن همین مقدّمات است. ما در این جا ذكری نداریم، وردی در این جا ندرایم، دستور خاصّی در این جا نداریم انجام خود دستور خاص هم تابع همین شرایط است. یعنی انسان باید نسبت به مسائل اطّلاع پیدا كند، البتّه مطالعه در این زمینه خیلی مؤثر است. فكر انسان را بالا میبرد. باور انسان را نسبت به این مسائل قویتر میكند و بعد انسان وقتی كه باور پیدا كرد خواهی نخواهی چه به او گفته شود، چه گفته نشود عمل خواهد كرد. یك مطلب را در این جا بگویم و آن این كه من خدمت مرحوم آقا یك شبی بود نشسته بودم و از یك قضیهای صحبت شد، رو كردم به ایشان گفتم كه راجع به فلان مسئلهای كه شما

