اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام تربیتی عالم وجود

15089
نسخه عربی

نظام تربیتی عالم وجود

21
  •  هست، كه انشاءاللَه در جلسات دوستان كه قرار است در قم باشد، من مطالبی را آن‌جا عرض خواهم كرد و یك قدری مطالب را روشن‌تر خواهم كرد تا این‌كه رفقا بیش‌تر از كمّ و كیف آن راه و مسیر بزرگان اطلاع پیدا كنند. مطلب همانی است كه مرحوم پدرمان در روح مجرد آوردند: وقتی همه از دور آقای حداد رفتند، ایشان چه گفتند؟ خب تمام كردند قضیه را دیگر. خب این روح مجرد را ما باید بخوانیم دیگر! نباید بخوانیم؟ باید بخوانیم دیگر. اگر من هیچ معجزه‌ای از آقای حداد ندیده بودم كه ده‌ها معجزه دیدم! اگر من هیچ معجزه‌ای ندیده بودم، همین كلام ایشان برای من كافی بود، حجت را تمام می‌كرد.

  •  آمد پیش آقای حداد آن شخص، گفت: آقا! آسیدمحمدحسین را دریابید! یعنی مرحوم اقا ایشان با فلانی خیلی رفیق است و آن فلانی هم جزو مخالفین شما شده؛ ترس بر این است كه او بیاید و ببرد. آقای حداد چه گفتند؟ گفتند رفت كه رفت! رفت كه رفت!

  •  در حالی كه نزدیك ترین فرد به مرحوم حداد پدر ما بود! حتی از آن فردی هم كه این حرف را به ایشان می‌زد و دلسوزی می‌كرد ... حالا خود او رفت! خود او ... كار خدا عجیب است‌ها! خود آنی كه می‌آمد دلسوزی می‌كرد، رفت! مرحوم آقا هم اسمش را آورده بودند دیگر، اسمش را آورده بودند. هنوز هم حیات دارد.

  •  فرستاد دنبال من كه من می‌خواهم فلانی را ببینم یعنی من را در این سفری كه چند سال پیش رفته بودم. «می‌خواهم اسرار آقای حداد را به ایشان بدهم» گفتم اسرار را برای خودت نگه دار! بنده ملاقاتی با جنابعالی نخواهم كرد و نكردم. و واقعا هم یك مطالبی داشت و بی‌خود هم نبود؛ یك اسرار و مطالبی ... آنی را كه استاد من رانده، من با او برخورد و ملاقات نخواهم كرد.

  •  آقای حداد فرمودند آسیدمحمدحسین هم رفت كه رفت! ما خدا را داریم! این است مسئله. این باید در گوش ما باشد: ما خدا را داریم.