أهمیت همت عالی در سیروسلوک
11امتحانی بكند میخواهد یكی از شاگردهایش را به بقیه نشان بدهد خصوصیاتش را میخواهد به بقیه نشان بدهد، افراد را میآورد، یك عده از شاگردها میآورد به خاطر اینكه بگوید كی از شاگردان من قابلیت دارد برای اینكه بتواند این كار را انجام بدهد؟ استعداد دارد برای اینكه بتواند این را انجام بدهد؟ شاگردها را همه را میآورد، از یك یك آنها سوال میپرسد، این نمیتواند جواب بدهد، آن نمیتواند جواب بدهد به اینها عرضه میدارد این نتوانست، آن نتوانست. یكی جواب میدهد، سوال دوم را جواب میدهد سوال سوم را جواب میدهد بعد میگوید این قابلیت دارد بر اینكه به جای من بنشیند و به جای من بیاید درس بدهد و به جای من این كار را بكند، این ارضنا الامانة معنایش همین است. خدا به تمام موجوداتی كه در آسمانها و زمین هستند با تمام خصوصیاتشان یعنی از زمین و افلاك و كرات گرفته بعد آسمان مثال، آسمان ملكوت تا حتی جبرائیل و میكائیل و ملائكه مقرب و تمام اینها نتوانستند آن حقیقت و سرّی كه پروردگار میخواهد آن حقیقت و سرّ را در آنها قرار بدهد تحمل كنند، منفجر میشوند، همین جبرئیل و عزرائیل منفجر میشوند، نمیتوانند. شما یك بادكنك را بردارید فوت كنید خب چقدر باد میشود؟ اینقدر، اینقدر، بعد چی؟ خب بعد از بین میرود. فرض كنید كه یك بادكنكی باشد حالا مقدار مواد پلاستیكیاش قویتر باشد همینطور، بالاخره هر چیز یك حدی دارد و هر ظرفی یك محدودیت و سعه وجودی دارد برای تحمل اسماء و صفات الهی،
برای تحمل مقام علمی و قدرت الهی كه بتواند چقدر از آن مقام علمی بیانتها، شما خیال میكنید آنچه را كه الان فرض كنید كه جبرائیل امین از اسم علیم پروردگار استفاضه میكند و در خودش و در نفس خودش جا میدهد به مقدار آن مقداری است كه در نفس اولیاء الهی، آنهایی كه به آن مرتبه رسیدند است؟ هیهات هیهات، جبرائیل امین در مقام ظهورات خارجی میتواند این اسم علیم را در خود نگه دارد و به واسطه اراده تكوینی در ظروف مختلف در این عالم قرار بدهد. الان تمام مخترعین عالم دارند از اسمی كه در نفس حضرت جبرائیل هست استفاده میكنند و به اختراع میرسند، تمام مكتشفینی كه در عالم هستند همه اینها خودشان هم نمیدانند بدانند یا ندانند آن افاضه اسم علیم در نفس آنها هست كه یك مرتبه بدون اینكه اصلا توجه پیدا كند میبیند مشكل حل شد، این كه تا حالا حل نشده بود این كه تا حالا گیر كرده بود، این كه در این فرمول به بن بست رسیده بود، این كه نتوانسته بود از این فرمول بگذرد و به نتیجه برسد، چی شد یك دفعه حل شد؟ این كه اصلا نسبت به این مسئله فكر نمیكرد. برای ما هم اتفاق افتاده خیلی از اوقاتها، فرض كنید كه در یك مطلبی گیر كردیم یك دفعه میبینیم اصلا بدون اینكه اطلاع داشته باشیم این قضیه برای انسان حل میشود، این از كجا آمد؟ از

