أهمیت همت عالی در سیروسلوک
أهمیت همت عالی در سیروسلوک
10خدا میگوید همه اینها را من میدانم اما كی میتواند قابلیت برای جانشینی من را داشته باشد؟ جانشین من چه كسانی هستند؟ جانشین من كسی است كه بتواند همان خصوصیات و اوصاف و مرتبهای را كه من واجد آن مرتبه هستم در یك مرتبه نازله، تمام آنها را بتواند واجد باشد، توی جبرائیل فقط در مقام اسم علیم، تو در این موقعیت قرار گرفتی و ظهور پیدا كردی، میكائیل در مقام اسم محیی من، این تجلی پیدا كرده و ظهور پیدا كرده، عزرائیل در مقام اسم ممیت، این حالت را پیدا كرده، من یك فردی را، یك انسانی را، یك موجودی را خلق میكنم كه این موجود تمام اسماء من را علاوه بر اینكه واجد است علاوه بر آن خود ذات مرا هم كه تمام این اسماء از او نشئت گرفتند، این واجد است، اینجاست كه خدا میفرماید به ملائكه، انی اعلم ما لا تعلمون، این را دیگر شما نمیدانید، شما در مقام اسم هستید مرتبه و افق وجودی شما در مقام اسم است و من بشری را میخواهم خلق كنم كه در مقام ذات باشد، این است كه انسان اگر بخواهد به مرتبه ذات برسد آن وسعت و آن قابلیت برای همنشینی و جلوس و مصاحبتِ پروردگار را این واجد است، لذا نه جبرائیل، نه اسماء كلیه، نه عالم عقول، نه عالم انوار، ارواح، ملائكه، همینطور بیاییم پایینتر اینها هیچ كدام قابلیت برای این سعه را ندارند، قابلیت برای این وسعت را ندارند فقط قابلیت انحصار به انسان دارد آن هم انسانی كه در تحت تربیت باشد، و خودش را بخواهد به آنجا برساند.
لذا همیشه مرحوم آقا این را میفرمودند، این را تذكر میدادند، همت را همیشه بالا قرار بدهید، همت و نظر و مقصد را بالا قرار بدهید، منظورتان از حركت در راه خدا فقط یك نورانیت نباشد كه یك نورانیتی پیدا بكنید، خب بعد از این نورانیت چه؟ این نورانیت خیلی خوب است اما این نورانیت، نورانیتی باید باشد كه عمق داشته باشد، انسان ممكن است به واسطه بعضی از كارها هم یك نورانیتی پیدا بكند، هستند افرادی كه ترك حیوانی میكنند و سیمایشان سیمای نورانی میشود، كدورت ندارند ولی عمق ندارند و به واسطه بعضی از مسائل ممكن است دچار حتی انحراف هم بشوند، برای رسیدن اطلاع بر یك غیب، برای این وارد این مسیر نشوید، چون این مهم نیست ممكن است یك شخصی كه حتی مسلمان نباشد اطلاع بر غیب داشته [باشد]، بنده خودم با بعضی از افراد ملاقات كردم، از این گروهها و مرتاضها و اینها، كه اینها اطلاع داشتند و بر غیب هم اطلاع داشتند از حالات نفس هم خبر میدادند اما در ظلمت بودند، در كدورت بودند، آن اطلاعشان اطلاع بر نفس بود كه آن نفس در عالم برزخ هست و بالاتر از آن نمیتوانستند اطلاع بدهند.

