عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
10خلاصه یهودی یك كتك مفصلی خورد و خلاصه بیرونش كردند، یك دفعه آمدند سراغ امیرالمومنین علیه السلام، ابی ذر بود یا یكی دیگر از اصحاب بود، گفتند یا علی بیا به داد اسلام برس كه دیگر همش رفت، حضرت بلند شدند از منزل آمدند، در مدینه، گفتند به یهودی برگرد، گفتند چیه؟ شروع كرد صحبت كردن، خدا كجاست؟ حضرت فرمودند خدا در بالاست، در زمین است، در چپ، در راست در همه جا، اینما تولو فثم وجه اللَه، هیچی آن یابو كی بود این كیه؟ دارم میگویم خدا كیه میگه خدا روی عرش است، این دارد میگوید هر جا را نگاه كنید خداست، سوال دوم سوال سوم، گفت اشهد ان لا اله الا اللَه و اشهد ان محمداً رسول اللَه و اشهد ان اینكه توی علی ابن ابیطالب خلیفه بعد از پیغمبری، چشم بندی بود؟ این خودش را نشان داد دیگر، این كه چشمبندی نیست، با شعار كه ما نمیتوانیم اسلام را اینور و آنور ببریم، واقعیت را باید ببینیم كجاست،
همینها، دیروز بود یا پریروز بود داشتم مینوشتم، گفتم این ابوهریرهها كه این همه روایت از پیغمبر جعل كردند این سمرة ابن جندبها، این كعب الاحبارها این عبداللَه ابن سباها و امثال ذلك كه آمدند این اسرائیلیاتی كه در میان ما هست همه از ماشاللَه بركات و ترشحات مغز این ملحدین و اینها بوده، در زمان پیغمبر جعل كردند و اینها، خب چه فرقی كرد با آنهایی كه ما الان داریم به امام زمان نسبت میدهیم؟ چه تفاوتی كرد؟ هر دوش یكی است، عین هم است، آن به پیغمبر نسبت داد ما داریم به امام زمان نسبت میدهیم، آن از پیغمبر مایه میگرفت ما داریم از امام زمان مایه میگیریم، این امام زمان به خاطر این مظلوم است، حالا متوجه شدید مظلومیت؟ وگرنه شما الان خیال میكنید نصاری با امام زمان ....، كاری به امام زمان ندارند، یهود كاری به امام زمان ندارد، زرتشتی كاری ندارد، ما داریم امام زمان را زیر پای خودمان قرار میدهیم، و از حیثیت و شخصیت و موقعیت او نردبانی برای رسیدن به مقاصد خودمان میسازیم.

