عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
4و مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در كتاب روح مجرد بیجهت آن جریانات را نقل نكردند، آن مسائل را نقل نكردند، آن مطالب را از این و آن نگفتند، تا اینكه ما بفهمیم چشممان را باز كنیم، و بدانیم كه شیطان فقط دم میكده و عرض میشود از دیوار مردم بالا نمیرود، آنجا نایستاده، آنها شیطان نیستند آنها بچه مچههای شیطان و این چیزها، آن شیطان اصلی دم جلسه ذكر ایستاده، آن آمده و با تمام قوا و توان در جلو ایستاده. آن شیطان اصلی دم نوشتنها و پشت میز مطالعه ایستاده، آن كه شیطان نیست دم میخانه افراد میروند، میروند حالا یك غلطی میكنند و بعد هم یك توبه میكنند و خدا ازشان میگذرد، مگر چی كار كردند؟ حالا ما او را میدانیم آی می فروشی شراب فروشی، كار غلط است ولی آنچه را كه تغییر پیدا نمیكند و باید به فكرش بود این است.
یك وقت مرحوم آقا میفرمودند ما در آن جریاناتی كه شروع كرده بودیم برای مطالب و اصلاحات و فلان و كه خودشان در [كتاب] وظیفه فرد مسلمان نقل كردند این مطالب را، میفرمودند ما تصورمان بر این بود كه بالاخره از همه افراد به این مطالب، آنهایی هستند كه خودشان مبلغ هستند، وقتی كه یك حركتی را شروع بكنیم اول نداء پذیرش و لبیكی كه میشنویم از همین افراد همنوع خودمان هست، از همین افرادی هست كه خودشان یك عمر مردم را به این مطالب دعوت میكنند، به این مسائل دعوت میكنند، وقتی كه وارد گود شدیم دیدیم اول افرادی كه جلوی ما ایستادند همینها هستند، یعنی همه جور افراد آمدند و خود را نسبت به این مطالب منقاد و مطیع نشان دادند و حالت پذیرش و قبول را از خودشان اعلام كردند ولی كمر ما شكست از همین همنوعهای خودمان كه آمدند در مقابل ما سنگ انداختند و چوب لای چرخ میگذاشتند، توجه كردید؟

