عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
5این را كیمیگوید؟ این را یك شخصی میگوید كه در این گونه مطالب هست، خب قضیه چیست؟ مطلب چیست؟ مطلب این است كه ما به آن مبانی كه از بزرگان بهمان ارائه شده توجه نكردیم، گوش ندادیم، چند سال پیش یادتان میآید چی گفتم؟ گفتم به مبانی بزرگان باید عمل كرد. به چیزی كه یقین نداری پا جلو مگذار، تا اطمینان نداری قدم برندار، تا نسبت به یك جریانی مطمئن نیستی حركت نكن، نگفتم؟ نگفتم؟ خب چی شد؟ نتیجهاش چیه؟ حالا این مسئله باید مورد توجه قرار بگیرد، این قضیه باید مورد دقت قرار بگیرد، بزرگان همیشه مطالب را فرمودند و كسی كه بخواهد راه خدا را برود با عرض معذرت میخواهم خدمتتان عرض كنم با مزاح و شوخی و شعار نمیتواند برود. بهتر است اینها را ما كنار بگذاریم، اگر بخواهیم این حرفها را جلوی این و آن و در نوشتنهایمان برای به دست آوردن دل این و آن انجام بدهیم با وجدان خودمان چه كنیم؟ با فطرت خود چه كنیم؟ و با سوالهای پس از این چطور میتوانیم كنار بیاییم؟ آنوقت مجبوریم به چی؟ هی توجیه، هی اینجور بود! هی آنجور بود، آن شرائط این شرائط،
چرا ما باید بیاییم با عواطف و احساسات مردم بازی كنیم؟ چرا؟ چرا ما باید بیاییم برای كارهای خودمان از امام زمان مایه بگذاریم؟ چرا باید این كار را بكنیم؟ خلاف میكنیم برویم بكنیم چرا پای امام زمان را در پیش بكشیم؟ چرا باید بگوییم در شب قدر ندا شده كه حضرت دارند برای این و آن دعا میكنند؟ برای چی؟ پس معلوم میشود در همه این مسائل پای حضرت بوده دیگر! نه دیگر! مشخص است دیگر! چرا باید گفته بشود كه حضرت گفتند كه این و آن؟ چرا؟ مظلومیت امام زمان برای همین است، برای همین است كه نمیآید، اینی كه حضرت نمیآید علتش این است كه مایی كه به جای اینكه فكر كنیم اگر قرار بود حضرت در این موقع مطلبی را ارائه میدادند، در طول این هزار و دویست سالی كه گذشته از غیبت، خودشان میآمدند خودشان را نشان میدادند چرا بیایند در خواب این بگویند؟ چرا در مكاشفه این بگویند كه بعد هم معلوم میشود كه هیچ كدام اینها نبوده؟ پس این بزرگان در این مدت چه وظیفهای داشتند؟ مگر وظیفه اینها این نبود كه همین مردم را در یك همچنین شرائطی دستگیری كنند؟ مطالبی را كه بزرگان راجع به این قضایا فرمودند، راجع به عدم اعتماد به این حرفها، عدم اعتماد به این خوابها، عدم اعتماد به این مكاشفات، پس برای كی بود؟ برای كی است؟ همین به خواب اعتنا نكنید اما سر بزنگاه كه میشود خودمان با كله میرویم در دیگ! به مكاشفات اعتنا نكنید اما یكی كه نقل میكند ....! الان ما اینطور نیستیم؟ مگر نگفتند در بعضی از همین جلسات طهران و اینطرف و آنطرف و قلهك و ملهك و این طرفها، خواب دیده شده شخص در مكاشفه دیده، بین الطلوعین دیده، ساعت فلان دیده، كه حضرت پای صندوق دارند رایشان را به یكی میاندازند؟ مگر نگفتند؟ مگر نقل نكردند؟ خب پس معلوم میشود كه ما اول باید برویم یقه حضرت را بگیریم، به جای اینكه به این و آن بگوییم، اول خود حضرت را پای میز محاكمه و تشكیلات بكشانیم، مگر نبوده؟

