عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
8بنده همین الان مشغول نوشتن رساله نوروز هستم، كتاب نوروز، نوروز در جاهلیت و اسلام تقریبا حدود شصت هفتاد صفحهاش را هم نوشتیم حالا تا خدا چه خواهد؟ همین دیروز داشتم این مطلب را مینوشتم، میگفتم مگر پیغمبر نفرمودند توجه كنید مگر پیغمبر نفرمودند بعد از من دروغگویان بر من زیاد خواهند شد و مطالب را به، كثر علیه الكذاب، افراد دروغگو، فعلا كه هستم خب كسی جرات ندارد، بگویند از رسول خدا شنیدیم كه فرمود شیخ اهل بهشتخلیفه اول است خب میآیند به پیغمبر میگویند و پیغمبر میگوید دروغ میگویند من خودم اینجا نشستم حی و حاضر، دارم میگویم دروغ است دیگر، پس اینها همه نگه داشتند كی؟ پیغمبر سرش را بگذارد زمین، درست است دیگر؟ همین كه پیغمبر سرش را گذاشت زمین چاپخانه شروع كرد به كار كردن، چاپخانه را برم كه هیچكدام از این چاپخانههای دنیا [به گردش هم نمیرسند!] این از كجا درمیآید؟ جل الخالق! چه روایتهایی! چه چیزهایی آقا درآوردند! یك سمرة ابن جندب از اینها درآمده، حالا غیر از ابو هریره و بقیه، فقط هشتاد هزار دروغ به پیغمبر راجع به معاویه تحویل مردم داد، كه یك دفعه داشت از جلوی معاویه میگذشت، معاویه هم در مسجد اموی دارد برای مردم صحبت میكند كه مردم قدر بدانید، بدانید خداوند چه كسی را حاكم شما را قرار داده! چه كسی را چی كرده قدر بدانید، رو كرد گفت مرتیكه من با هشتاد هزار تا دروغ تو را آن بالا نشاندم حالا داری به مردم میگویی قدر بدانید كه چه كسی بالای اینجا نشسته دارد الان به شما حاكمیت میكند، دروغهای من بوده كه الانداری بلبلزبانی میكنی برای مردم و فلان، توجه میكنید؟ كیسههای زر، كیسههای پول، وعدهها، وعیدها، ابوهریرهها شروع كردند به چاپخانه، چاپخانه دیگر، چاپخانههایی كه همین الان هست، شروع كردند به چاپخانه، از این برای این و برای آن و اولی ودومی و سومی.

