پیمودن راه كمال با عقلانیت و سرسپردگی به أولیاء الهی و مبانی آنها
15الان در اینجا تماس بگیرد، این نباید الان در اینجا اتصال پیدا بكند، این ملاقات نباید بشود،
چرا؟ این همان نور یقذفه اللَه است، وقتی نگاه میكنی میبینی چرا قضیه اینطوری است؟ چرا الان آن ...؟ میگوید آقا من دارم یك ساعت با شما تماس میگیرم شما در دسترس نیستی، كجا در دسترس نیستم؟ من در اتاق نشستم، كجا؟ [چه كسی] میآید این مانع را ایجاد میكند؟ یا اینكه فرض كنید انسان وقتی كه میخواهد اشتغال پیدا بكند با یك وسیلهای، میبیند كار نمیكند، كی این پیچ را بسته؟!! یا یك مرتبه در یك جا .....! چرا؟ چون خودش را [تسلیم حق كرده]، بنده كه دارم مطالب را میگویم همینطوری از سرخود نمیگویم این حرفها حرفهای مرحوم پدرم است، آن آمده خودش را تسلیم كرده، تسلیم حق كرده، تسلیم خدا كرده، وقتی كه اینطور شد، دو كار خدا انجا میدهد در اینجا، ١. زمینه و بستر برای آنچه كه موجب ترقی اوست فراهم میشود، تا حالا رفیقش این بود، فردا میبیند یك رفیق دیگر پیدا كرد عجب! این یك حرفهای دیگر دارد میزند، این یك چیزهای دیگر دارد میگوید، این یك جور دیگر دارد صحبت می كند، این یك همینطور مطالبی كه به گوشش میرسد.
دوم موانعی را كه آن موانع او را از رسیدن به آن درجات و حق و واقع و آنچه كه برای او صلاح است باز میدارد، آن موانع را از پیش راه او برمیدارد، آن موانع برداشته میشود، یك دفعه شما نگاه میكنی با یك شخصی ارتباط داری، بعد، یك مدتی میگذرد سر یك قضیهی كوچك طرف قطع رابطه میكندو میرود، وقتی میرود ا ا ا! این چه قدر برای من ضرر داشت! كی باعث شد؟ در حالی كه همین پارسال، شش ماه قبلش، دو ماه قبلش، خیلی بدتر از این هم میدید زیر چشمی چه میكرد؟ رد میشد، اما چه شد؟ این كه چیز مهمی نبود! این كه قضیهای نبود، حالا من مگر به تو چه گفتم؟ مگر چه كار كردم؟ میبینید؟ بعد میرود هی دور، بعد میرود و بعد فاصله میگیرد و بعد هم كه فاصله گرفت شروع میكند به گفتن، دِ بگو! خدا خیرت بدهد، ای كاش زودتر میرفتی! این چیست؟ این مانع است، مانع دوم، نمیدانم در یك قضیهای میخواهد اتفاق بیفتد، فرض بكنید كه یك شخصی میخواهد بیاید هی تمایل دارد، مسائلی پیش میآید، جریاناتی پیش میآید، این ارتباط برقرار نمیشود، این فاصله همینطور هست بعد هم طرف وقتی ببیند چیز میشود او هم میرود، همینطور نسبت به موارد. یك شغلی پیشنهاد میشود، یك مسندی پیشنهاد میشود، یك قضیهای، تمام اینها در یك سازمان سیستماتیك، در یك همچنین سازمان سیستماتیك شكل میگیرد، بسترسازی و زمینه برای ترقی و رفع موانع، موانعی كه در اینجا برداشته میشود، این دو قضیه، این دو مطلب، انسان میبیند كه در زندگیش دائما در حال جریان است، دارد اتفاق میافتد، این یكی رفت، آن یكی رفت، ای خدا خیرش بدهد، آن یكی آمده، آن یكی

