اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پیمودن راه كمال با عقلانیت و سرسپردگی به أولیاء الهی و مبانی آنها

14455
نسخه عربی

پیمودن راه كمال با عقلانیت و سرسپردگی به أولیاء الهی و مبانی آنها

21
  •  دمپایی دستش بود، حضرت فرمودند دمپاییت را كنار بگذار و در تنور برو، ننشست و صاف رفت تو تنور، یك دفعه وحشت كرد، الان بوی كبابش محله را می‌گیرد! حضرت فرمودند خب بگو ببینم همسایه‌ات آنجا چطور است و شروع كردند حرف را برگرداندند، نیم ساعت باهاش حرف می‌زدند او هم آن تو داشته آتیش بازی می‌كرده برای خودش! حالا رفیقت را نگاه كن ببین چطور است زغال شده و چه شده؟ رفت نگاه كرد دید دارد با آتش‌ها، یكی یكی زغال‌ها و اینها را برمی‌دارد، خلاصه حالا بهش بگو بیاید بیرون، آمد بیرون، گفتند چند نفر مثل این توی خراسان داری؟ گفت دو نفر هم پیدا نمی‌شود! دو نفر هم نداریم! حضرت فرمودند پنج تا اگر مثل این داشتم قیام می‌كردم، توجه كردید؟ آنها هم اصحاب ائمه، اصحاب پیغمبر صلی اللَه علیه و آله، پیغمبر صلی اللَه علیه و آله كه از امام صادق علیه السلام هم بالاتر بود دیگر.

  •  این همه برای مردم صحبت كرد چه شد؟ دیگر چطوری بیاید بگوید كه مردم من بر شما اولویت دارم، خواست شما در جلوی خواست من صفر است، خواست من اراده‌ی من، حاكم است، غالب است و در جایی كه اراده‌ی من باشد شما اصلا نباید اراده كنید، نه اینكه اراده بكنی بعدبگویی نه خب او پیغمبر صلی اللَه علیه و آله است و ما او را ترجیح می‌دهیم، اصلا وقتی كه می‌آیی جلوی پیغمبر صلی اللَه علیه و آله می‌نشینی باید این ذهن را كاملا خالی كنی و خواستت را بگذاری پشت در، وارد كه می‌شوی بدون خواست باشد، این خوب است.

  •  ما نه! خواست داریم، خوب است پیغمبر صلی اللَه علیه و آله اینطوری به من بگوید، بعد حالا كه وقتی كه گفت می‌بینیم مخالف شد حالا اینطوریش می‌كنیم، حالا آنطوری نمی‌شود؟ حالا اینطوری نمی‌شود؟ نمی‌دانم حالا می‌شود ....؟ وقتی دید نخورد بالاخره چشم! قبول می‌كنیم، یا قبول می‌كنیم و یا می‌رویم نعوذباللَه به یك نحوی از كنار مسئله رد می‌شویم، اما این صحیح نیست، این آدم را جلو نمی‌برد، آنچه كه جلو می‌برد این است كه وقتی پیش پیغمبر صلی اللَه علیه و آله می‌رویم، وقتی پیش امام علیه السلام می‌رویم، وقتی می‌رویم، با زنمان دعوا داریم، با شوهرمان دعوا داریم، با بچه‌هایمان دعوا داریم، با شریكمان حرف و شكایت داریم، با همسایه نمی‌دانم چه داریم و شكایت داریم، وقتی كه در باز می‌كنیم امام می‌خواهد صحبت كند انگار ما با هیچ كس دعوا نداریم، با این نفس و با این طرز تفكر و با این نیت برویم جلو، برویم آنجا بنشینیم، برویم آنجا بنشینیم.