اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پیمودن راه كمال با عقلانیت و سرسپردگی به أولیاء الهی و مبانی آنها

14455
نسخه عربی

پیمودن راه كمال با عقلانیت و سرسپردگی به أولیاء الهی و مبانی آنها

25
  •  را در اشتباه نگه بدارم، همینطور در خلاف نگه بدارم كه چه؟ كه نگویند به من اشتباه كردی! این است؟ این آدم دیوانه است، خیلی باید دیوانه باشد، از بلاهت و خل بودن گذشته، این آدم دیوانه است و كسی كه این كار را انجام می‌دهد دیوانه است، وقتی انسان اشتباه می‌كند می‌گوید آقا اشتباه كردم و بعد تصحیح می‌كند، مگر ما معصومیم؟! مگر ما چهارده معصوم هستیم؟! هیچ اشكال ندارد، این عقلی كه خدا به من داده یك محدودیتی دارد، براساس این محدودیت گاهی به راه راست می‌رود، گاهی به راه كج می‌رود، راه كج را وقتی كه فهمید برمی‌گردد.

  •  می‌گویند اگر شما اشتباه كردید پس چه تضمینی هست بر اینكه در آینده اشتباه نكنید؟ هیچ تضمینی نیست، ابدا، هیچ تضمینی وجود ندارد كه بنده اشتباه نكنم، بلكه دارم می‌گویم در آینده هم ممكن است اشتباه بكنم، پس بنابراین جنابعالی حرفهایی كه داری می‌زنی گارانتی داری به افراد می‌دهی كه بنده اشتباه نمی‌كنم پس تو پایت را جای پای عصمت گذاشتی! خاك بر سرت كنن! خاك بر سرت كنن!! كه اگر یك نفر اشتباه می‌كند این شخص نباید اعلام كند و اگر آمد اعلان كرد چه تضمینی دارد كه در آینده اشتباه نكند؟ مگر من معصومم كه تضمین به افراد بدهم كه بنده اشتباه نمی‌كنم؟! و جنابعالی معلوم است معصوم هستید كه تضمین دارید می‌دهید ما اشتباه نمی‌گوییم، چون دارید می‌گویید من نباید بگوییم دیگر، چه تضمینی دیگر وجود دارد كه بنده حرفهایم اشتباه نباشد؟ هیچ تضمینی وجود ندارد، تا وقتی كه بنده حرف می‌زنم، صحبتم این است، مطلبم این است، بعد كه متوجه شدم صاف می‌آیم همینطوری كه این حرف را زدم در جلسه‌ی بعد خدمت دوستان می‌رسم مطلبی را كه در جلسه‌ی قبل گفتم اشتباه بوده به این كیفیت بوده، خیلی هم اتفاق افتاده اتفاقا، خیلی هم اتفاق افتاده.

  •  گفتم كه دوستان می‌آیند، روایتی اشتباه می‌خوانم، می‌آیند [تصحیح‌] می‌كنند كه این روایتی كه خواندید اینطوری است، می‌گویم آقا روایت این است آن كه قبلا خواندم اشتباه بود، چه اشكالی دارد؟ افتخار هم می‌كنم! افتخار می‌كنم كه پایم را جای پای معصوم نگذاشتم، افتخار می‌كنم كه از حد خودم تجاوز نمی‌كنم، افتخار دارد، این افتخار دارد! باید انسان افتخار كند، این كم نیست كه انسان یك قدرتی داشته باشد، یك توفیقی خدا بهش بدهد، همیشه خودش را خاطی بداند، نه فقط در لفظ، واقعا خودش را خاطی بداند، اگر من خودم را خاطی ندانم آنوقت این بساطی می‌شود كه دارید می‌بینید، همینی كه دارید می‌بینید. ولی اگر خودم را خاطی بدانم، فردی كه معصوم نیست، فردی كه معلوماتش محدود است، فردی است كه اطلاعاتش محدود است، اگر خودم را در این نحو بدانم خب می‌دانم دیگر چطور صحبت كنم، می‌توانم چطور برخورد كنم، می‌توانم چطور تصرفات كنم، می‌توانم چه عملی انجام‌