
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
حضرت آیت الله طهرانی درباره پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی صحبت کردند.
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
توضیحات:
حضرت آیت الله طهرانی درباره پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی صحبت کردند.
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
11این وضعیتی كه فرض بكنید كه در اینجا بوده، خُب بسیار خُب اینها همه قضایایی بوده كه پیدا شد، برای امامحسین پیدا شد، حالا ما به چه وضعیتی و با چه كیفیتی و با چه نگاهی ما به این داستان عاشورا باید نگاه كنیم؟! آیا به اینكه خُب تیر آمد به امامحسین خورد، خُب بسیار خُب، این یك قضیهای بوده كه اتّفاق افتاد و تمام شد، آیا به اینكه فرض كنید كه سنگ آمد به پیشانی حضرت خورد، خب بله این یك مسأله كمی نیست خیلی هم دردناك است خیلی فلان است، ولی خُب بالاخره تمام شد! به چه وضعیت و برنامه، كدام واقعه از وقایع عاشورا باید برای ما همیشه اسوه باشد و در جلوی چشممان باشد و متوجّه آن باشیم؟ آن مسأله چیست؟ آن قضیه چیست؟
در دنیا خیلیها هستند، افرادی هستند كه مورد شكنجه واقع میشوند، در همین الآن در دنیا، مگر شكنجه نمیشود و الی ماشاللَه، دست میبرند، پا میبرند، ناخن میكشند، نمیدانم هزار تا بلا بر سر یك بدبخت بیچاره فلك زدهای درمیآورند و این همه ظلمها دارد میشود، این همه چه میشود! این چه داستانی است كه پیامبر باید بفرماید: ان للحسین فی قلوب المومنین حرارة لا تدفع ابدا؛ این حرارت هیچ وقت از بین نمیرود، حرارت قلوب المؤمنین، در قلب مؤمن، نه در قلب آنهایی كه امامحسین را دكان قرار دادند و محل كاسبی، آخر یك مظلومیت امامحسین هم همین است، امامحسین غریب.!
امامحسین هم شده ملعبه دست این و آن، شده محل كاسبی: چهكار كنیم مردم دورمان جمع شوند؟ هیئت راه بیندازیم! چه كار كنیم افراد را جمع كنیم؟ خُب نمیتوانیم همینطوری جمع شویم آجیل بدهیم كه، این كه خب كسی نیست میگویند: آقا این آجیل چیه، شیرینی چه خبر است؟ مجبوریم بگوییم از امامحسین، از كیسه امامحسین خرج كنیم، ما میخواهیم روضه بیندازیم، میخواهیم جلسه راه بیندازیم، میخواهیم نمیدانیم توسل كنیم، از این چیزها ... امامحسین شده محل كاسبی، محل دنیا، این میشود همان نگاه ظاهر، نگاه ظاهر این است، نگاه ظاهر آدم را به اینجا میرساند كه امامحسین را میكند محل رسیدن به مطامع نفسانی، خُب آن هم كه در این دنیا نیست به حسب ظاهر بگوید كه: چرا از كیسه من خرج میكنی، بلند شو اگر راست میگویی از كیسه ابوالفلان و ابوالفلان خرج كن، چرا میآیی از من، چرا میآیی از اولاد من! امروز یك جلسه، فردا یك جلسه، امشب یك توسل، فردا شب یك توسل، تشریف بیاورید، هستیم، چایی درست میكنیم، نمیدانم خرما میگذاریم، میوه میگذاریم! همه اینها چیست؟ همه اینها به نفس برمیگردد، امامحسین را خدا رسانده برای این كارها، امامحسین نبود یكی دیگر! بالاخره آدم دنبال یك چیزی میگردد كه این بساط به پا باشد، امامحسین نشد اصحاب امام حسین، آن نشد نمیدانم مشتی غضنفر نمیدانم فلان كجا، بالاخره یك شخصی باید باشد، یك حسابی باید این وسط باشد! چون ما اینجا گیر كردیم، چون توی این ظاهر گیر كردیم، اگر به امامحسین اعتقاد داشتیم، جلوی انعقاد این جلسه را حتی میگرفتیم، نه اینكه برقرار كنیم، چون این جلسه برای ...
