
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
حضرت آیت الله طهرانی درباره پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی صحبت کردند.
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
توضیحات:
حضرت آیت الله طهرانی درباره پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی صحبت کردند.
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
12یك وقتی بعد از فوت مرحومآقا، در همین جریاناتی كه بود یك بنده خدایی آمده بود مشهد و یك زنی بود ما دیدیم كه این آمده یك جلسه برای مردها گذاشته، من رفتم سراغ اخوی، گفتم: این چه ربطی به مردها دارد، آمده مشهد كه آمده مشهد، برای چی ایشان دارد برای مردها میگذارد چه مناسبتی هست؟ پدر ما اینجوری نبود، آن وضعش اینجوری نبود؟! دنبال كاسبی بودن این است، دنبال مطامع نفسانی بودن این است! برای چی جلسه، آمدی مشهد خُب آمدی مشهد، برو بشین سر جایت دیگر، مثل بقیه آدمها مگر آدم نیستی تو؟ خُب تو هم برو بشین مثل بقیه! ایشان گفت: خُب حالا انجام داده و اینها! خُب آن جلسه گذشت. هفته بعد دیدیم یك نهار در خانهاش گذاشته، نهار چی شد؟ گفتند: نذر دارند، گفتم: هان! شروع شد. دیگر نذر هم میشود: كاسبی! خدا موارد كاسبی خیلی برای ماها فراهم كرده، الحمدلله ما داریم، نذر داریم، نمیدانم روضه داریم، امامحسین داریم، نمیدانم فرض بكنید كه حضرتصغر داریم، همه این چیزها هست، خلاصه پروپیمون این هفته حضرتعلیاصغر، آن هفته حضرت عباس، آن هفته حضرترقیه، آن نمیدانم به اندازه كافی از این نذر و نیازها، خُب نذر هم این است كه صبح بلند میشویم یك نذر میكنیم، شب میخوابیم یك نذر دیگر میكنیم، نذر كه دیگر چیز، زبان است دیگر مشكل نیست! این نكاتی كه دارم میگویم مهم است، خیلی مسائل مهمی در آن هست، منتهی خُب ما یك جوری، بله گفتیم؛ گفت:
داند و خر را همی راند خموش *** بر رخت خندد برای روی پوش اینها مطالب خیلی مطالبی است كه بزرگان [می گفتند] ما از خودمان نمیگوییم، شنیدیم داریم میگوییم، إنشاءاللَه كه در نقل مطالب هم رعایت امانت را كرده باشیم.
رفتم سراغ اخوی حفظهاللَه، گفتم: آقاجان شروع شده، جلو را شما نگیرید این هم میشود یك قضیه! كه گفت: چهكار كنم؟ گفتم: هیچی، بسپر شما به من! پیغام دادم: شما نهار دارید؟ [آن زن گفت:] بله، یك عصرانه، فلان، این حرفها، یك نذری است، گفتم: پول نذرت را بده به من، به نفعت است، مگر تو نمیخواهی ثوابش را ببری؟ من ضمانت به تو میدهم، گارانتی میدهم، ده برابر، روز قیامت خدا بهتو بدهد، پولت را بده من! البتّه ایشان نداد، ولی آن جلسه هم به هم خورد. دیگر نذر و نیازها رفت كنار، تا وقتی كه ما بودیم، دیگر كسی جرأت این [كه] صبح بلند شود نذر كند، ظهر نذر كند، شب نذر كند نداشت، وقتی ما رفتیم دوباره نذرها شروع شد، دیگر این بكن و ... این افراد هم از شر ما راحت شدند، خیالشان دیگر راحت شد و نذر و نیازها شروع شد! همه اینها بازی است، همه اش بازی است. منتهی بازی داریم تا بازی، همه اینها كلك است، همه اینها حقهبازی است، بازی كردن با ناموس خدا، امام است، بازی كردن با حقیقت ولایت، بازی كردن با ناموس عالم، بازی كردن با آنچه كه خدا روی او غیرت دارد و غیرتش را هم نشان میدهد، بالاخره میآورد نشان میدهد، اینها همه حساب و كتاب دارد، نذر و نیاز!! نذر را هزار جا میشود مصرف كرد، هزارجا مورد خوب و بهتر و ثواب بیشتر؛ و انسان باید رعایت كند.
