
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
حضرت آیت الله طهرانی درباره پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی صحبت کردند.
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
توضیحات:
حضرت آیت الله طهرانی درباره پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی صحبت کردند.
پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
18این درس را ما باید از سیدالشّهداء بگیریم، درس سیدالشّهداء در كربلا این است، در عین رعایت موازین و رعایت نكات و دقت در انجام امور به نحو احسن، توجه قلبی یك جا دیگر است، توجّه به این امور نیست، توجه به پیروزی نیست، توجه به این كه غلبه بكنم بر یزید نیست، توجه به اینكه الآن اگر این مطلب را انجام بدهم جلوی آن قضیه گرفته میشود نیست؛ طبق ظاهر میآید جلو و این است نشان میدهد: این مرد باید مرد حق باشد، مرد حق این است، این باید باشد، اینی كه میداند فردا همین این شمشیر میزند، میگوید: الآن نیازمند است، نیازش را برطرف كنم! پیام عاشورا به ما این است: كه انسان بیاید آن حقیقت ... زندگی خودش را، مرام خودش را، ارتباط خودش را با محیط خانواده، ارتباط خودش را با دوستان، ارتباط خودش را با همسایگان، ارتباط خودش را با خدا، و اجتماع، تمام اینها را براساس آن حركتی قرار بدهد كه احساس كند رضای خدا و مشیت خدا در آن است، حالا این به چه نتیجهای میرسد دیگر به این نباید فكر كند، آیا این برای او نتیجهاش رضایت بخش است یا نه؟! برای تو رضایتبخش است یا برای خدا؟ اینجا دیگر نباید گیر كنیم، برای خدا، وقتی برای خدا رضایتبخش است خُب باشد، مگر قرار بر این است كه همیشه حلوا و شیرینی باشد، نه، یك همچین چیزی كسی نه تضمینی كرده، نه وعدهای داده و نه قرار بر این است و نه نظام دنیا بر این است، هیچكدام. آنی را كه انسان به دست میآورد: آن عبور، آن عبوری كه به دست میآورد، آن عبور نتیجهاین حركت است.
اینی كه كربلا و روز عاشورا برای ما اسوه است همین است، همین است عزیزم، اگر ما این را اسوه قرار میدادیم دیگر آنوقت برای غلبه بر خصم به هزار حیله و توهین و تهمت و تقلب و اینها متوسل نمیشدیم، اگر ما عاشورا را اسوه قرار میدادیم، راست راستی آن پرچم را میزدیم در منزل و در اتاق و اینها، نه برای زینت و حالا این هم یك خرده یك بازی، برای بازی و این چیزها و تئاتر و اینها، واقعاً اگر پرچم سیدالشّهدا را میخواستیم بزنیم، دیگر ارتباطمان با مردم اینجوری نبود، جور دیگری با مردم و با افراد برخورد میكردیم، چون نگاه میكنیم امامحسین این كار را نكرده، امامحسین به دشمن خودش آب میدهد، نماینده امامحسین، دشمن آمده در خانه، چون این اطلاع ندارد از اینكه من اینجا هستم، من نماینده حسین نباید خیانت كنم به مندوب خودم، به منعوب عنه خودم كه ازش نیابت دارم، مردم امام حسین را در چهره من دارند میبینند، آن حضرت را در رفتار من دارند مشاهده میكنند، من دیگر نمیتوانم خیانت كنم، من دیگر نمیتوانم به رفیقم آنوقت دیگر خیانت كنم؛ چون مردم حالات رفیق را در من دارند میبینند، میگویند: این وابسته به اینجاست، این مربوط به این مدرسه است، این مربوط به این مكتب است، این مربوط به این قضیه است، میدانید این میشود آنوقت اسوه، مسلم بن عقیل برای ما میشود اسوه، امامحسین میشود اسوه، حضرتابوالفضل میشود اسوه ... تمام اینها، صحبتهایشان، رفتارشان، حركاتشان.
