أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
3فوت ایشان یك امتحان بزرگی بود، و یك دگرگونی عجیبی پیدا شد، عجیب، میخواهم بگویم همه زیر و رو شدند، با رفتن ایشان آنچه كه در دلها مخفی بود ظهور پیدا كرد، آن مانعی كه برای بروز مسائل و قضایا بود آن مانع بزرگ فروریخت، دیگر هر كسی در بیان مطالب آزاد بود، هر كسی هر چه را كه میگفت آزاد بود و دیگر تو خود حدیث مفصل بخوان كه چه شد.
من پریشب نشسته بودم و داشتم با بعضی از نزدیكان صحبت میكردم كه در زمان مرحوم آقا یك روز یك قضیهای پیش آمده بود و خیلی من را متاثر كرده بود و من رفتم پیش ایشان و گلایه كردم كه آخراین چه حكایتی است این چه داستانی است كه انسان باید از نزدیكان خودش از قوم و خویشهایش مثلا اینگونه مطالب را بشنود. ایشان یك خندهای كردند و بعد فرمودند آسیدمحسن تو كجای كار هستی چه داری میگویی؟ گفتند كه وقتی كه پدرمان فوت كرد و به رحمت خدا رفت، ما رفتیم برای نجف، چون وقتی كه ایشان با والده ما عقد خواندند در همان زمان پدر ایشان مبتلا به ناراحتی قلب میشود و دیگر در تهران نمیمانند، ایشان را میبرند همان محل آبا و اجدادی ما در همین اوین، خب اهل دركه بودند دیگر، در آنجا میبرند و آن جدّ دهم ما همین امامزاده سید محمد است كه الان در دركه گنبد و بارگاه دارد. جدّ ظاهرا دهم یا یازدهم ما میشود، دیگر ایشان را میبرند در همانجا و یك سالی هم در آنجا میمانند، یك سال بیماری داشتند و بعد هم از دنیا میروند. در این مدت تبعا اینها در دوران عقد بودند و تا اینكه پدربزرگ ما به ایشان دیگر دستور میدهد دیگر بیش از این تهران برای شما خوب نیست و برو در كربلا و نجف (ایشان میخواستند نجف بروند كه ادامه تحصیل بدهند) برو در آنجا منزل بگیر و بعد بیا عیالت را ببر. تا كی منتظر ما هستی؟ حالا ما مریض هستیم كه هستیم حالا شاید ده سال دیگر هم ماندیم دیگر ضرورتی ندارد. لذا میروند و آنجابودند كه به ایشان خبر میرسد پدرشان از دنیا رفتند. یعنی وقتی كه ایشان از دنیا میروند پدر ما در تشییع و مراسمات نبودند و در همانجا بودند. خیلی هم برایشان گران تمام شد، شنیدم كه حتی حالشان هم به هم خورده و ... چون خیلی به پدرشان علاقه داشتند. و بعد برمیگردند و دیگر به اتفاق والده ما و والده خودشان میروند برای نجف، پدر ایشان توصیه میكند به یكی از همین افرادی كه از مریدهای ایشان بودند در مسجد و اینها كه هر ماه یك مبلغی برای ایشان از فلان مورد بفرستد، چون از نظر امكانات و مسائل مالی خب وضعشان بد نبود.

