أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
12گفتم سجده كن برای اینكه از یك جای دیگر تو را موفق كردند، از یك جای دیگر كنترل را زدند و این میل در تو افتاد، این فكر در تو افتادكه بیایی از من بپرسی، اینها همه برنامهریزی شده است، مسائل همه برنامهریزی شده است. اگر در آن موقع در همان یك ثانیه، فقط یك ثانیه با من برخورد نمیكرد، نه من او را میدیدم نه او من را میدید، یا اگر به او میگفتم ولی توفیق برایش پیدا نمیشد او نمیتوانست به این مسائل و به این فیض برسد. اصلا از چهرهاش پیدا بود اصلا این آن كسی كه ما در منا دیدیم نیست، آن كسی كه در راه دیدیم این مسئلهاش فرق میكند.
ما تصورمان بر این است كه هر كاری كه میكنیم قبل از اینكه آن را به خدا نسبت بدهیم به خودمان نسبت میدهیم. در خود زمان مرحوم آقا هم همین اشتباه را من داشتم، از خود میدیدیم، ظاهرا به خدا نسبت میدادیم: بله هر چه هست، توفیق هست ... شوخی میكردیم، از آن ته باطن و ته قلب نمیگفتیم، خیلی هم قشنگ صحبت میكردیم، فلانی صحبتش چطور است، فلانی چطور است، خیلی خب، بسیار خب، ولی همه اینها شوخی بود، به جان ننشسته بود، به سرّما ننشسته بود، به اعماق روح و قلب ما نفوذ نكرده بود، كی این مسئله كاملا پیدا میشود؟ وقتی ایشان سرش را بگذارد زمین، وقتی سرش را گذاشت زمین این امتحان بزرگ پیش آمد، آن مانع بزرگ برای آن مسائل درونی برطرف شد، آن موقع حالا بیا، حالا بیا نگاه كن آن كسی كه میگفت اگر قرار است بعد از آقا كسی بتواند این مكتب را اداره بكند یك نفر است از داخل خیابان، از جلویت میگذرد سلام بهتو نمیكند و میرود! حالا خوب شد؟ نوش جانت، حالا فهمیدی؟ حالا قضیه جا افتاد؟ همه آن حرفهایی كه آن موقع میزدی ...؟ در حرم امام رضا علیه السلام جلوی ضریح نگاهت میكند ولی سلام بهتو نمیكند، بعد كه همچنین چهرهاش قرمز میشود هر چی زیارت كرده بالا میآورد، بابا اقلًا سرت را میانداختی پایین زیارتت خراب نمی شد.

