اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك

14138
نسخه عربی

أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك

12
  • ما به مناسبتی با مرحوم آقا رفته بودیم هیئتی از این هیئت‌های طهران منتها در مشهد. آمده بودند مشهد. ـ وگرنه تابه‌حال ما نرفتیم نه در زمان پدرمان رفتیم، نه در زمان جدمان، جدمان را که ندیدیم، گروه خون‌ ما نمی‌خورد با این چیزها! ـ رفته بودیم و یک شخصی هم پشت بلندگو بود. کار این [شخص] این بود هر کسی از در وارد می‌شود ببندد: آقای فلان الدوله و چه و چه! آن موقع بیست سالم بود، مرحوم آقا هم نشسته بودند کنار. یک‌مرتبه یک کسی از این حاجی بازاری‌های طهران وارد شد آمده بود مشهد که در این مجلس شرکت کند. تا وارد شد گفت فلانی برو برو واردش کن. او هم که میکروفن دستش بود شروع کرد: حاجی فلان آمده! فقط به خاطر اینکه با طیاره خودش را به این مجلس برساند آمده! این‌قدر گفتند این‌قدر عین خیک باد کرد دیگر نمی‌توانست از این در برود بیرون!! یک خرده کمتر می‌گفتی، او هم آنجا دم در ایستاده و سرش را اینور و آنور می‌کند! این هیئت‌ها این‌طوری است. یکی دیگر از آقایان قم آمد ـ حالا اسمش را نمی‌بریم فوت کرده تقریبا یک جنبۀ مرجعیت هم داشت ـ شروع کرد دیگر چه گفت! خدا می‌داند به عرش اعلی رساند این بیچاره را!

  • این کجایش امام حسین است؟ کجایش پیغمبر است؟ کجایش امیرالمؤمنین است؟ ولی وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم بله بیا و برو خرج و برج و ... اینها خوب است الحمدلله از این نقطه نظر خوب است ولی همش در این حرف‌ها، همش در این محوریت دنیا با لعاب سیدالشهدا، دنیا این است. بر محوریت نفس با لعاب تشیع، بر محوریت نفس با لعاب شریعت. این را فراموش نکنیم همه اینها محوریت نفس است. کتاب می‌نویسیم بر محوریت نفس، سخنرانی می‌کنیم بر محوریت نفس، منتها یک وقتی می‌رویم بالا از معاویه تعریف می‌کنیم مثل ابوهریره و اینها، یک وقتی یک چیزهای دیگر. محوریت محوریت نفس است، این مهم است. خدا نه به معاویه نگاه می‌کند که حرف می‌زنیم نه به سیدالشهدا نگاه می‌کند. نگاه می‌کند تو روی چه محوریتی هستی، خیلی به خودمان زحمت ندهیم، خدا نه به معاویه و یزید آن‌موقع نگاه می‌کند که اگر بروی بالای منبر از یزید و معاویه تعریف کنی که می‌کردند الی‌ماشاءالله. آنها هم به اندازه کافی این‌قدر مبلّغ داشتند، این‌قدر کیسه‌های زر نثارشان می‌شد، اینقدر به به و چه چه داشتند، زیاد هم د اشتند اگر نداشتند که نمی‌ماندند! کسی بیاید امام حسین را با بچه‌های پیغمبر تکه‌تکه و له بکند و بعد هم سر خلافت باشد؟! چه کسی سر خلافت نگهش می‌دارد؟ همین‌ها دیگر، کسی بیاید یک همچنین کاری بکند، کسی بیاید دختر پیغمبر را بین در و دیوار تکه تکه بکند و بعد هم خلیفه باشد! چه کسی خلیفه نگه می‌دارد؟ من و شما نگه می‌داریم! دیگر خودش که نمی‌شود، مردم می‌ریزند و دیگر با دروغ و دغل جعل روایت و امثال ذلک و الی ماشالله که همیشه بوده، جعل روایت، فلانی مکاشفه کرده، آن یکی امام زمان را دیده، همیشه بوده!!