اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اوامر تکوینی

تصرفات تکوینی انبیا، ائمه و اولیا

0

ادامه تفسیر آیۀ شریفۀ 30 از سورۀ بقره که مبتنی بر مسئله خلافت انسان است و بیان معانی عرفانی این آیه که از نظر حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، دقیق‌ترین و مهم‌ترین آیۀ قرآن است و تبیین اوامر تکوینی و تشریعی موضوعی است كه حضرت استاد به صورت عالمانه و دقیق آن را مورد بحث قرار داده است. ایشان با اشاره به حدیثی از امام علی علیه السلام به تأثیر مقام ولایت، در پذیرش اوامر تکوینی توسط موجودات می‌پردازند. حضرت استاد غرائز و شاکله‌ها و تصرف خداوند در موجودات را مربوط به اوامر تکوینیه می‌دانند که نیاز به علل و اسباب ندارد و نفس ارادۀ پروردگار، موجد آنهاست و با این کار به مقایسه تصرفات ما با تصرفات خداوند می‌پردازند. در ادامه حضرت استاد با اشاره به عدم تفاوت فعل انبیا و ائمه و اولیا با فعل خداوند، بیان می‌کنند که نفس ارادۀ ولی موجد فعل است و معجزات حضرت عیسی از این قبیل است. ایشان با اشاره به معجزۀ امام رضا علیه‌السلام در خلق تصویر شیر پرده، معجزۀ حضرت را از معجزۀ حضرت عیسی بالاتر و دقیق‌تر دانسته و به مراتب مختلف اوامر تکوینی در اولیا می‌پردازند. حضرت استاد با اشاره به افق فکری مرحوم حداد در مسئلۀ معجزه، متفاوت دیدن امور خارق‌العاده با امور عادی را با وجود اتحاد در سلسلۀ علل و عوامل، ناشی از عدم بصیرت افراد می‌دانند. در پایان حضرت استاد با اشاره به حقیقت روح انسان، پشت سر گذاشتن جنبه‌های نباتی و حیوانی را لازمه رسیدن انسان به کمال می‌دانند.

اوامر تکوینی

3
  • اوامر تکوینی

  • اوامر تکوینی یعنی آن مقام امر پروردگار که تمام موجودات از آن مقام امر، تکوّن و نشئت و وجود پیدا می‌کنند. تکوین یعنی ایجاد، خلق کردن و به وجود آوردن.

  • ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾1؛ امر پروردگار اینطور است، عنایت پروردگار این‌چنین است و فیض پروردگار به این کیفیت است ﴿إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا﴾ وقتی که شیئی را اراده کند و به طور کلی آن صورت ماهوی تجسم پیدا بکند صرف تجسم صورت ماهوی عبارت است از وجود او در خارج، وقتی که شیئی (یعنی آن صورت) را اراده بکند؛ صرف اراده‌ی تصوّر آن صورت ـ البته نه تصور بنابر اصطلاح ما ـ عبارت است از وجود خارجی آن صورت، تحقق پیدا می‌کند. ﴿أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾ این امر پروردگار است.

  • صِرفِ ارادۀ پروردگار، شرط تحقق‌ اوامر تکوینی

  • در اوامر تکوینی در مورد پروردگار، غیر از ارادۀ پروردگار، امر خارجی دیگری در این مسئله دخیل نیست؛ فقط صِرفِ ارادۀ پروردگار است و بس! احتیاجی به نبودِ موانع ندارد، احتیاجی به علل و اسباب و معدّات ندارد؛ که تمام اینها هرکدام اشاره به نکاتی دارد. صرف ارادۀ پروردگار نسبت به امری، مساوی با وجود خارجی آن شیء است. فقط و تمام شد!

  • ﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِيَ دُخَانٞ فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا قَالَتَآ أَتَيۡنَا طَآئِعِينَ﴾2 

  • بنابر آن نشئۀ اولیّۀ عالمِ خلقت و ناسوت و ملک، هنگامی که آسمان و عالَم را دخان فراگرفته بود وقتی خداوند متعال به ماهیت و باطن اشیاء اعم از جماد و نبات و حیوان و اعم از آسمان و زمین نظر می‌کند ـ همان‌طور که در آیۀ ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ﴾3 [بیان شده است] ـ خطاب به باطن اشیاء می‌کند: ﴿ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا﴾”باید در تحتِ اطاعت من واقع شوید از روی طاعت یا از روی کراهت؛ فرقی نمی‌کند!“ 

  • وقتی مقام ربوبی بخواهد تجلّی کند، آن شیء از خودش اختیار ندارد؛ ﴿طَوۡعًا﴾ یا ﴿كَرۡهٗا﴾ باید تحتِ ارادۀ مقام ربوبی دربیاید. ﴿ٱئۡتِيَا﴾ «بیایید» یعنی تحتِ اطاعت من دربیایید تا هر دخل و تصرفی که بخواهم، بتوانم در شما انجام دهم؛ یا با اطاعت این را انجام بدهید( یعنی دخل و تصرف مرا قبول کنید)، یا این دخل و تصرف مرا با کراهت انجام بدهید.

    1. سورۀ یس (36) آیۀ 82. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 121:
      «این است و جز این نیست، امر خداوند این است که چون اراده کند چیزی را، به او بگوید: ”بشو و بوده باش!“ و بر اثر این گفتار، آن چیز می‌شود و بوده خواهد بود.»
    2. سورۀ فصّلت (41) آیۀ 11. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 32:
      «و پس از آن خداوند بر آسمان درحالی‌که به‌صورت دود بود متمکّن و مستقرّ شد و سیطره و احاطه نمود، و به آسمان و زمین گفت: ”بیایید، خواه از روی رضا و رغبت و خواه از روی عدم رضا و کراهت!“ آسمان و زمین گفتند: ”آمدیم ما از روی رضا و اطاعت.“»
    3. سورۀ أعراف (7) آیۀ 172. الله‌شناسی، ج 2، ص 167، تعلیقه:
      «آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری.»