
جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
وحدت وجود و بههمپیوستگی عالم
جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خدواند، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه به تبیین آن میپردازند. ایشان با بیان اینکه تمام موجودات، اعم از مادی و مجرد، دارای شعور هستند و در فعل و انفعالاتشان از مقام ربوبی مدد میگیرند، معتقدند دلیل اینکه انسان نمیتواند شعور همه موجودات را درک کند این است که چنین ادراکی نیازمند وسیلۀ ادراک است و چون انسانها از داشتن این وسیله بینصیباند نمیتوانند شعور را درک کنند. ایشان در ادامه به این موضوع میپردازند که بهترین دلیل برای وحدت وجود، مشاهدات یکسان عرفا از این حقیقت است. آنها همگی خبر از یک حقیقت واحد میدهند و تفاوتی در مشاهداتشان در مرتبۀ واحد وجود ندارد.از دیگر نکاتی که در این متن به آن اشاره شده این است که تمام موجودات در عالم هستی تحت یک نظام و سیطرۀ الهی قرار دارند و با یکدیگر در ارتباط تنگاتنگ هستند. و تمام آثار موجودات اختصاص به پروردگار عالم دارد. ایشان با تبیین موضوعات ذیل جلسه را به پایان میرسانند:1. گردش چرخ عالم امکان به واسطۀ تدبیر ملائک و توأم بودن آن با بینش و ادراک موجودات. 2. خصوصیت شخص موحّد در تطبیق تکوین با تشریع 3. عناد معاندین نسبت به مولانا به علت نفهمیدن اشعار توحیدی وی. 4. خارج بودنِ حکمت بسیاری از مسائل از حیطۀ فهم ما. 5. سیدالشهدا, نیرودهنده به تمام ذرات موجودات در کربلا
جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
توضیحات:
جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خدواند، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه به تبیین آن میپردازند. ایشان با بیان اینکه تمام موجودات، اعم از مادی و مجرد، دارای شعور هستند و در فعل و انفعالاتشان از مقام ربوبی مدد میگیرند، معتقدند دلیل اینکه انسان نمیتواند شعور همه موجودات را درک کند این است که چنین ادراکی نیازمند وسیلۀ ادراک است و چون انسانها از داشتن این وسیله بینصیباند نمیتوانند شعور را درک کنند. ایشان در ادامه به این موضوع میپردازند که بهترین دلیل برای وحدت وجود، مشاهدات یکسان عرفا از این حقیقت است. آنها همگی خبر از یک حقیقت واحد میدهند و تفاوتی در مشاهداتشان در مرتبۀ واحد وجود ندارد.از دیگر نکاتی که در این متن به آن اشاره شده این است که تمام موجودات در عالم هستی تحت یک نظام و سیطرۀ الهی قرار دارند و با یکدیگر در ارتباط تنگاتنگ هستند. و تمام آثار موجودات اختصاص به پروردگار عالم دارد. ایشان با تبیین موضوعات ذیل جلسه را به پایان میرسانند:1. گردش چرخ عالم امکان به واسطۀ تدبیر ملائک و توأم بودن آن با بینش و ادراک موجودات. 2. خصوصیت شخص موحّد در تطبیق تکوین با تشریع 3. عناد معاندین نسبت به مولانا به علت نفهمیدن اشعار توحیدی وی. 4. خارج بودنِ حکمت بسیاری از مسائل از حیطۀ فهم ما. 5. سیدالشهدا, نیرودهنده به تمام ذرات موجودات در کربلا
جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
14منتها فرق در این است که غیر از آن جنبۀ ذاتی و ارتباط [میانِ هر موجود با پروردگار]، اگر در خودِ آن فعل [به آن موجود] اختیار هم داده شده باشد، تکلیف میآید؛ مانند حیوانات و انسان و جن و مَلَک؛ اگر داده نشده باشد، دیگر تکلیفی نمیآید. شرع از اینجا شروع میشود.
بنابراین «شرع» عبارت است از راهی که ما را به آن حقیقت و واقعیت برساند. آن راه، شرع است و آن راه برای هرکسی مختص به خود اوست؛ به دیگری مربوط نیست! این همه من زور زدم و این همه من تقلا کردم، میخواستم این یک جمله را بگویم: «هرکسی برای خودش یک شریعت جدا دارد!»
گفتم، مطالب ماند من هم خسته شدم باشد برای فردا إنشاءالله البته، باشد برای فردا.
سیدالشهدا، نیرودهنده به هر دو جریان موافق و مخالف در کربلا
در قضیۀ سیدالشهدا علیه السلام، مطالبی هست که إنشاءالله قرار است رفقا در آن کتابی که آقا [علامۀ طهرانی] برای یادنامۀ مرحوم آقای حداد نوشتهاند، از آن اطلاع پیدا کنند. راجع به وقایع کربلا یک مسائلی [در آن بیان شده] که البتّه بعضیهایش را فرمودهاند. در آنجا آقای حداد، راجع به یک مسائل و اسراری از واقعۀ کربلا، پردههایی برمیدارند که اصلاً جریان کربلا و برخورد سیدالشهدا علیه السلام با قضیّۀ عاشورا چطور بوده است.1 از یک طرف، برای مردم خطبه میخواند، محاجّه میکند و مطلب را بیان میکند که: «ای مردم مگر من پسر پیغمبر نیستم؟! مردم مگر شما من را دعوت نکردهاید؟!»2 از یک طرف وقتی طایفۀ جن پیش او میآیند و میگویند: «نصرتت کنیم»، میگوید: «نه، بروید کنار!» ملائکه میآیند، ملائکۀ غضب میخواهند بیایند یاری کنند، میگوید: «نه!»3 چون خودش میخواهد این کار را انجام بدهد! اگر سیدالشهدا نمیخواست، کجا شمر میتوانست سر آن حضرت را ببُرد؟! سیدالشهدا به تمام ذراتِ موجوداتِ کربلا نیرو میدهد! او دارد مأموریت میدهد، آن احمقها نمیفهمند! به آن خنجری که شمر بر گلوی حضرت میگذارد، خود حضرت مأموریت میدهد که سر من را ببُر! به آن اسبی که میآید و بدن حضرت را لگدکوب میکند، حضرت شعور میدهد که باید انجام دهی! بعد از جریان کربلا چطور شد که پرندهها آمدند بر بدن حضرت سایه انداختند، ولی آن اسب نفهمید؟! آن اسب نمیفهمد؟! چرا! ولی در آنجا حضرت میگوید: «باید این کار را بکنی!» پس خودش میخواهد! از آن طرف صحبت میکند: «مردم! مگر شما من را دعوت نکردهاید؟! مگر شما من را نخواستهاید؟! مگر شما به من نامه نفرستادهاید؟!»
- رجوع شود به روح مجرّد، ص 78 ـ 87.
- الإرشاد، ج 2، ص 97 و 98؛ تاریخ الطّبری، ج 5، ص 424 ـ 426.
- رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 260؛ کامل الزّیارات، ص 83؛ المنتخب، طریحی، ص 451.
