اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی

انطباق احکام شریعت با شاکلۀ افراد

14146

معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی

19
  • در [مناقب العارفین] افلاکی [راجع به] زندگانی مولانا نوشته است؛ در آنجا دیدم.1 بُعدی ندارد! اینها اغراق نیست؛ وقتی آن معنای توحید و جلوۀ عظمت پروردگار را در وجود خودش احساس کند، [در این صورت] این حرفِ خلافی نیست که [مولانا] زده است.

  • یک‌وقت [مولانا] با شاگردان خودش کنار نهر آبی نشسته بود [و] داشت به آنها مطالب عرفانی می‌گفت. در این موقع ذکری از شمس تبریزی می‌آورد؛ یکی از شاگردانش آهی می‌کشد! [مولانا] به او می‌گوید: «برای چه آه کشیدی؟!» می‌گوید: «از اینکه خدمت چنین بزرگی را ادراک نکرده‌ام، آه کشیدم!»

  • سرش را پایین انداخت و مدتی صبر کرد و [بعد] سر برداشت [و] گفت: «قسم به روان پاک اجدادم! اگر خدمت آن بزرگ نرسیده‌ای، خدمت شخصی رسیده‌ای که بر هر تار مویش صدهزار شمس تبریزی آویزان است.»2

  • راست می‌گفت؛ آن سعۀ وجودی که مولانا پیدا کرد، شمس تبریزی کجا [به آن دست یافت]؟! او در برابر آن مرد حق لُنگ انداخت و فانی شد، خدا [هم] او را به جایی رساند که این حرف از دهانش در‌می‌آید.

  • دیگر ما بیش از این راجع به مسئلۀ شریعت صحبت نمی‌کنیم. تازه من مقداری از آن را گفتم؛ و العاقِلُ یَکفیهِ الإشارة. ان‌شاءالله بعد به مطالب دیگری می‌پردازیم.

  • ترجیح حکم علمای ظاهر بر سیدالشهدا، زمینه‌ساز ایجاد حادثۀ عاشورا

  • علی‌کل‌حال از دست این مردم عوام و این مقدّسین و این قُطّاعُ‌الطریق‌ها! اینها که راه آدم را [می‌بندند]! شما خیال می‌کنید اینهایی که به کربلا آمدند، چه کسانی بودند؟! عمرسعد کسی بود که در کوفه بهترین پیش‌نماز بود! در احوالاتش می‌خواندم که همۀ مردم به عمرسعد اقتدا می‌کردند!

  • استفادۀ بنی‌امیّه از افراد موجّه برای تقابل با امام حسین علیه السّلام

  • آن دستگاهی که می‌خواهد به جنگ سیدالشهدا بیاید، اراذل و اوباش را که نمی‌آورد؛ باید کسی را در مقابل سیدالشهدا قرار دهد که مردم فریفته بشوند! آن [دستگاه] عمرسعد را انتخاب می‌کند.

  • شُریح قاضی را انتخاب می‌کند که از زمان عُمَر، قاضی‌القضات بوده و حتی امیرالمؤمنین نتوانست شُریح را بردارد و او همین‌طور تا بعد از زمان ابن‌زیاد قاضی‌القضات کوفه بود.3 مردی محاسن‌دار، ریش‌سفید، عمامه‌به‌سر، تسبیح‌به‌دست و عالِمی بود که قضاوت می‌کرد.4 حکّام اینها را می‌خرند؛ با خرید این آخوندهای بی‌شرفِ بی‌دین، قطع طریق می‌کنند؛ راه خدا را می‌بندند و به جنگ امام حسین می‌روند!

    1. جهت اطلاع از زندگی‌نامه و احوال مولانا جلال‌الدّین محمد مولوی بلخی رومی رضوان الله علیه رجوع شود به مناقب العارفین، ج 2، ص 614 ـ 703.
    2. رجوع شود به مناقب العارفین، ج 1، ص 102.
    3. تاریخ مدینة دمشق، ج 23، ص 27.
    4. جهت اطلاع از شخصیت و احوال شریح بن حارث (شریح قاضی) رجوع شود به تاریخ مدینة دمشق، ج 23، ص 7 ـ 59.