اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار

خطرات مهلک علم بدون نیت خیر و بدون تعبد

16٬778

اعتراض ملائکه نسبت به خلقت آدم، عدم جدایی بین عالم تکوین و تشریع، ارتباط اوامر و نواهی الهی با شاکلۀ افراد موضوعاتی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به بیان آن‌ها می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه کسانی که معتقدند ملائکه از آینده اطلاع ندارد، اعتراض ملائکه به خلقت آدم را ناشی از اطلاع وی از آینده وعدم اطلاع وی از اسرار نهفته در خلقت انسان می‌داند. حضرت استاد در ادامه صحبت با تأکید بر انطباق کامل اوامر تشریعی با عالم تکوین، شریعت را راه حقیقت معرفی کرده و بر ارتباط تنگاتنگ بین اوامر و نواهی پروردگار با شاکله و خصوصیات موجودات تأکید می‌ورزند. همچنین ایشان تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار را تعبد و تحصیل رضای خداوند دانسته و با تاکید بر کم‌اهمیت بودن مسائل اجتماعی نسبت به تعبدیات، لزوم احاطه بر نفوس و حالات افراد جهت دستور سلوکی دادن را مورد تأکید قرار می‌دهند. ایشان در پایان با اشاره به خطرات پیروی از هوای نفس، به خطرات مهلک علم بدون نیت خیر اشاره کرده و مصادیقی از این خطرات را جهت تنبه و بیداری افراد بیان می‌کنند.

تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار

توضیحات:

اعتراض ملائکه نسبت به خلقت آدم، عدم جدایی بین عالم تکوین و تشریع، ارتباط اوامر و نواهی الهی با شاکلۀ افراد موضوعاتی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به بیان آن‌ها می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه کسانی که معتقدند ملائکه از آینده اطلاع ندارد، اعتراض ملائکه به خلقت آدم را ناشی از اطلاع وی از آینده وعدم اطلاع وی از اسرار نهفته در خلقت انسان می‌داند. حضرت استاد در ادامه صحبت با تأکید بر انطباق کامل اوامر تشریعی با عالم تکوین، شریعت را راه حقیقت معرفی کرده و بر ارتباط تنگاتنگ بین اوامر و نواهی پروردگار با شاکله و خصوصیات موجودات تأکید می‌ورزند. همچنین ایشان تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار را تعبد و تحصیل رضای خداوند دانسته و با تاکید بر کم‌اهمیت بودن مسائل اجتماعی نسبت به تعبدیات، لزوم احاطه بر نفوس و حالات افراد جهت دستور سلوکی دادن را مورد تأکید قرار می‌دهند. ایشان در پایان با اشاره به خطرات پیروی از هوای نفس، به خطرات مهلک علم بدون نیت خیر اشاره کرده و مصادیقی از این خطرات را جهت تنبه و بیداری افراد بیان می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار

8
  • دوم: واجب دانستنِ اطاعت از اوامر الهی

  • و اختلاف در اینجا ناشی می‌شود که از یک طرف چون ملائکه به فعلیت تامه در محدودۀ وجودی خود رسیده‌اند، می‌دانند که اوامر پروردگار واجب‌الاطاعه است؛ هیچ‌وقت پروردگار متعال امر برخلاف مصلحت نمی‌کند. پروردگار متعال حقّ مطلق است و امر او هم حقّ مطلق است و امر مولوی است و باید اطاعت و انجام شود؛ چه من بدانم چه ندانم. این را ملائکه می‌دانند؛ ابلیس هم همین مطلب را بدون کم و زیاد می‌داند. او هم می‌داند که اوامر پروردگار باید اطاعت شود لذا هزاران سال ربوبی (نه سال مادی) هم‌دوش با ملائکه خدا را عبادت می‌کرد؛1 عبادتی که براساس تشریع و امر پروردگار و مقتضای مصلحت در عبادت بود. ﴿كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓ﴾؛2 هم‌دوش با ملائکه بود، بعد مرتکب عصیان و فسق شد.

  • ابلیس و ملائکه از این نظر مشترک‌اند که هر دو می‌دانند اوامر الهی مُطاع است؛ و هر دو در این نقطه نظر جاهل‌اند که سرّی که خداوند متعال در آدم قرار داده و در خلق‌های قبل نبود، چیست که خداوند به‌خاطر آن ملائکه را به سجده امر می‌کند.در این نقطه نظر هم هر دو جاهل‌ هستند و اطلاع ندارند؛ اگر اطلاع داشتند سجده می‌کردند؛ همان‌گونه که تابه‌حال [به پروردگار] سجده می‌کردند. سجده‌ای که ملائکه و شیطان به پروردگار می‌کردند براساس حقّیتِ مطلقی بود که در وجود و ذات پروردگار احساس می‌کردند. به همین مناسبت سجده می‌کردند، دیگر در اینجا مطلب و گسترش آن خیلی زیاد است.

  • سوم: بالاتر دانستن خود از آدم

  • در اینجا چون بر آن مقام علم داشتند، خداوند را سجده می‌کردند؛ اما چون در مورد بشر جاهل بودند، آن جهل باعث شد که اینها خودشان را با انسان مقایسه کردند و دیدند از او بالاترند؛ هر دو هم ملائکه و هم ابلیس خودشان را با مقام خلقیِ مقایسه کردند دیدند بالاترند.

  • رعایت جنبۀ عبودیت و ادب، تنها تفاوت ملائکه با ابلیس

    1. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 287:
      «فاعتَبِروا بِما کانَ مِن فعلِ اللهِ بِإبلیسَ إذ أحبَطَ عَمَلَهُ الطَّویلَ و جَهدَهُ الجَهیدَ و کانَ قد عَبَدَ اللهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ لا یُدریٰ أ مِن سِنی الدّنیا أم مِن سِنی الآخِرَةِ عن کِبرِ ساعةٍ واحدَة....»
    2. سورۀ کهف (18) آیۀ 50. الله‌شناسی، ج 3، ص 133:
      «ابلیس از جن بوده است، پس بنابراین از امر پروردگارش منحرف شده است.»
/