تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
11الآن من دارم صحبت میکنم، سیچهل نفر [مرد که] به اضافۀ مخدرات [میشوند] حدود صد نفر، مقابل من نشستهاند و به عرایض ما توجه میکنند. وقت خودشان را دارند تلف میکنند! اگر من خیلی زحمت بکشم بخواهم مطالبی که در این جلسه و این چند روز خدمت اعزّه و احبه مطرح شد در جای دیگر بیان کنم، به جان شریف خودم قسم، دو نفر پای منبر من نمینشینند!
گرچه در خود این افراد نمیدانم که مطلب از چه قرار است؛ شاید خدمت خود اینها هم برسیم. فعلاً ما میگوییم حدود صد نفر دارند این مطالب را گوش میدهند.
اما در روز قیامت در صحرای محشر خدا برای شیطان یک منبر قرار میدهد و شیطان میرود بالای آن منبر مینشیند. یک صدا میزند؛ از اول و آخر، از خلقت حضرت آدم تا قیام قیامت زیر منبر جمع میشوند. بعد آب پاکی را روی دست همه میریزد! [با اینکه] الآن پدر مردم را در میآورد، به جهنم میاندازد. تمام بلاهایی که بر دنیای جهل و ظلم و دنیای تاریک ما دارد حکومت میکند، بهواسطۀ نفسِ نفیس این بزرگوار است! تمام اینها! آنوقت روز قیامت که میشود [میگوید مگر من شما را مجبور کردم.] الآن یکی را به ریاست گول میزند؛ یکی را به مرجعیّت و کتاب و رساله گول میزند؛ یکی را به مال و یکی را به جمال و یکی را به مسائل دیگر [مانند] قدرت، شهوت، غضب و امثالذلک گول میزند. همه را داخل در آن چاه و منحرف و از خدا دور میکند و همه را از رسیدن به آن کمال و وصال به مقام حضرت معبود دور میکند.
بعد روز قیامت که میشود میگوید که به من چه مربوط است؟! مگر من آمدم دست شما را بستم؟! مگر من آمدم شما را مجبور کردم؟! مگر من ...؟! هیچ! هیچ! هیچ!
فریب خوردن همه بهدست شیطان، غیر از مخلَصین
﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾

