تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
14وقتی که میثم تمار را قبل از جریان عاشورا پیش ابنزیاد آوردند، (ظاهراً پیش زیاد، پدر همین عبیدالله ابن زیاد آوردند؛ نه پیش ابنزیاد)1 به او رو کرد و گفت: «تو همان کسی هستی که علی دربارۀ تو این مطالب را میگوید؟» نگاهی از روی استخفاف کرد: «این آدمی که خیلی سرش به تنش نمیارزد؟! عجب! او همانی است که اینقدر علی راجع به او گفته؟!»2 اینها در میان مردم اینطوری بودند!
آنهایی که برای ادراک مطالب علمی و فنی شائق هستند، جور دیگرند و آنهایی که برای رسیدن به مطالب واقعی و مسائل حقیقی و عشق به پروردگار جان میدهند و جان میبازند، در وادی دیگری هستند. آنها هرکدام یک قسماند. اینجا دیگر خیلی مسئله مسئلۀ دقیق و مهمی میشود. و مطلب به آنجا میرسد که انسان تقاضا میکند خدایا! این چندرغازی که از این مسائل و فنون و رسوم به ما دادی، از ما بگیر و بهجایش بهاندازۀ یک سر ناخن از صفا و صمیمیت و اخلاصی که همین بندگان عوام و این بندگان خالص تو دارند به ما بده! اینجا مسئله به آنجا میرسد!
هر کسی در نفس خود راهی بهسوی خدا دارد.
موسیا! آدابدانانْ دیگرند *** سوختهجان و روانان دیگرند3 آنهایی که بهدنبال آداب و رسوم میروند، آنهایی که موقعیت در نظر میگیرند [و میگویند:] «آی، اینجا اینطور نشود! آی، آنجا آنطور نشود! موقعیتمان در اینجا محفوظ بماند! مسائل را در اینجا در نظر بگیریم!» اینها همه یکجورند.
بیان خاص بودنِ راه سلوک هر شخص، در داستان موسی و شبان
الآن این قضیّۀ موسی و شبان به یادم آمد ـ نمیخواستم بیان کنم. ـ این را برایتان بخوانم. یک وقتی حفظ کرده بودم؛ نمیدانم چقدرش را حفظ هستم. حالا به هر صورت میخوانیم. به هر مقداری که رسید.
حضرت موسی پیغمبر اولوالعزم بود. شریعت آورد. [احکام] ظاهر آورد. احکام باید براساس ظاهر خودش باشد و در عین اینکه آن ظاهر باید باشد، افرادی هم که راه خاصی بهسوی خدا دارند در همین مسیر باید حرکت خودشان را انجام بدهند.
- در منابع عبید الله بن زیاد ذکر شده. رجوع شود به امام شناسی ج 12 ص 178( اخبار آن حضرت از كيفيت شهادت ميثم تمّار)
- بحار الأنوار، ج 42، ص124؛ الارشاد، ج1، ص324.
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر دوم، ص 149.

