تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
17یکی به عکس میگوید: «خوب شد این آقا از این حرفها میزند؛ باید از این حرفها بزند! این حرفها را جایی نمیگویند. این حرفها خیلی خوب است.» هر دو باید باشد. تخطئه کردن یکی و به دیگری گرایش پیدا کردن غلط است!
هدف از برگذاری مجالس عزاداری
ولایت امام حسین این نیست که بیایی بنشینی و گریه کنی! عاشورا هر سال میآید و میرود. تا وقتی که آن ولایت حضرت ـ که برای آن ولایت، بدنش را زیر سم اسبها انداخت ـ برای تو تجلی نکند، از این گریۀ بر سیدالشهدا چه طرْفی میبندی و چه نتیجهای میگیری؟!
مدام بنشین و گریه کن! [ایام عزاداری] تمام شد و رفت! گریه خیلی ثواب دارد! در روایت داریم که امام صادق فرمودند: «کسی که بهاندازۀ بال پشهای برای مصیبت جدم گریه کند بر آتش جهنم حرام است که بدن او را بسوزاند!»
1 [و در روایتی دیگر داریم:] «حتی اگر گریهات نمیآید تباکی کن (خودت را به گریه بزن)!»2 ولی [مهم این است که] این گریه بتواند در تو یک نقش عملی ایجاد کند و باطنت را به ولایت سیدالشهدا وصل کند. سیدالشهدا فقط یک بدنی که به روی زمین افتاد نبود. عرض کردم سیدالشهدا آن ولایت بود. آن سرّی بود که تمام عالم وجود و ماسویالله را گرفته بود. باید آن را بفهمی و آن را در نفْس ایجاد کنی. خودت را باید به آن برسانی! منظور از انعقاد این مجالس، احیای ذکر ائمه است؛3 نه اینکه ما بیاییم مسائل را دو دسته کنیم، و مسائل ولایت را در یکطرف قرار دهیم و مسائل توحید را در طرف دیگر. احمق! آن ولایت را هم نفهمیدهای! آن ولایت نیست! آن در سر زدن و به ظاهر گرایش پیدا کردن است. آنهایی که آمدهاند و مسئلۀ ولایت را از مسئلۀ توحید جدا کردهاند، بویی از ولایت نبردهاند و نفهمیدهاند ولایت چه خبر است.
راهگشا نبودنِ گریه بر سیدالشهدا بدون توجه به هدف حضرت
- مأخوذ از: کفایة الأثر، ص 249؛ کامل الزّیارات، ص 100 و 104؛ بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۳۰۸.
- رجوع شود به کامل الزّیارات، ص 105 و 106.
- قرب الإسناد، ص 36:
«عن بَکرِ بنِ محمدٍ عن أبیعبدِاللهِ علیه السّلام قالَ لِفُضَیلٍ: ”تَجلِسونَ و تُحَدِّثونَ؟“ قالَ: ”نَعَم، جُعِلتُ فِداکَ.“ قالَ: ”إنَّ تِلکَ المَجالِسَ أُحِبُّها، فَأحیوا أمرَنا یا فُضَیلُ، فَرَحِمَ اللهُ مَن أحیا أمرَنا. یا فُضَیلُ، مَن ذَکَرَنا- أو ذُکِرنا عِندَهُ- فَخَرَجَ مِن عَینِهِ مِثلُ جَناحِ الذُّبابِ، غَفَرَ اللهُ لَهُ ذُنوبَهُ و لو کانَت أکثَرَ مِن زَبَدِ البَحرِ.“»

