
اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
ریشه داشتن تجرد نفسانی انسان به خلقت خاکی وی
خلقت خاکی انسان و ریشه داشتن تجرد نفسانی در تکوَن و خلقت خاکی وی موضوع سخنرانی کنونی حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، است. حضرت استاد در این جلسه میفرماید که خلقت اولیۀ انسان از خاک میباشد و بر خلاف نظریۀ بسیاری از فلاسفه مانند بوعلی، همان خاک ریشۀ تکوّن مجرد است. ایشان در ادامه بیان میکنند که خداوند برای هر کسی براساس شاکلۀ او شرایطی برای ابتلای او ایجاد میکند و هرکس باتوجه به آن شرایط دارای وظیفۀ خاص به خود است؛ لذا نباید خود را با کسی مقایسه کرد. حضرت استاد در پایان شرط تربیت افراد را اشراف بر نفوس و اطلاع بر وحی میداند که این مهم فقط در حیطۀ ائمه و انبیا و ولیّ کامل الهی میباشد و دیگران به آنجا دسترسی ندارند.
اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
5اشعار ابنفارض دربارۀ علم حضوری خود به حقایق عوالم ربوبی
لذا ابنفارض که از بزرگترین عرفای اسلامی و از اولیاءالله است و خلاصه در آن صدر اولِ مسئله جای گرفته است، ایشان آن مسائل را اینطور بیان میکند:
یَقولونَ لی: «صِفها فأنتَ بَوَصفِها *** خبیر!» أجَل! عِندی بِأوصافِها عِلم «به من میگویند: ”معانی و حقایقی را که آنجا دیدهای برای من توصیف کن!“ و من در جواب میگویم: ”بله، عِندی بِأوصافِها عِلم! من اطلاع و خبرویت دارم! من رفتهام و دیدهام! ادعا نمیکنم، انکار نمیکنم!“»
مسئله خیلی روشن است. خیلی با بیباکی و با جرئت و نترسی مسئله را عنوان میکند: بله ما رفتیم و دیدیم! هرکسی هم میخواهد، بسم الله! نه پنهان میکنیم و نه یواشکی از کسی مطلب را قایم میکنیم و نه مدّعی به باطل هستیم. أجَل! بله! عِندی بِأوصافِها عِلم من خبر دارم؛ رفتهام و دیدهام؛ خب حالا چه میخواهید بگویید؟!
میگویند: «برای ما بیان کن در آنجا چه خبر است!» میفرماید:
صَفاءٌ وَ لا ماءٌ وَ لُطْفٌ وَ لا هَوا *** وَ نورٌ وَ لا نارٌ وَ روحٌ وَ لا جِسمُ «در آنجا صفا و لطافت است؛ در آنجا هیچ کدورتی وجود ندارد؛ هیچ غل و غشی در آنجا وجود ندارد. یک عالَم صفای لطیف که در لطافت و صفا به مرحلۀ مطلق خودش رسیده است؛ درحالتیکه آب و هوایی وجود ندارد.»
روی زمین در هرجا که شما بهدنبال صفا و لطف بگردید، طبعاً یک آب و هوا و سبزه و درختی باید وجود داشته باشد؛ ولی در آنجا این خبرها نیست. آنجا نور هست و آتشی نیست که این نور را روشن کند؛ روح هست و جسمی نیست که آن روح را در بر گرفته باشد.
تَقَدَّمَ كُلَّ الكائِناتِ حَديثُها *** قَديماً و لا شَكلٌ هُناكَ و لا رَسمُ1 «آنجا حتی صورت هم ندارد؛ یعنی برای شرح این قضیه حتی صورت وجود ندارد.»
مکاشفۀ آیتالله طهرانی دربارۀ چگونگی ربط بین ماده و مجرد
- دیوان ابنفارض، ص 182.
