اوامر تشریعی و تکوینی الهی
16معنای وحی الهی در موجودات مختلف
و اینجا یک قضیۀ خیلی عجیبی است! آن آیهای که چند روز قبل گفتم که از آن آیاتی است که بدن انسان را میلرزاند و بند از بند انسان جدا میکند و واقعاً انسان را به زمین میزند، این آیه است! در اینجا هم قضیه همینطور [و بهصورت امر تکوینی] است:
﴿وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّهۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا﴾.1
«وقتی ما اراده کنیم قومی را هلاک کنیم (راهش را بلدیم؛ چه کسی بهتر از ما به خموچَمِ قضیه اطلاع دارد؟!) امر میکنیم (در اینجا امر آمده) به کسانی که مُترَفاند و بهدنبال عیش و تعیّش و امور دنیوی و معصیت هستند و زمینه و آمادگی برای معصیت در آنها وجود دارد: بروید گناه و معصیت کنید و با پیغمبر زمانتان مخالفت کنید!»
خیلی آیۀ عجیبی است و به هر صورت اینها از آن چیزهایی است که وارد شدن [ما] در هر قضیهاش مطالبی بهدنبال دارد.
﴿أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا﴾ : وقتی اراده و مشیّت ما بر هلاک آن قوم تعلق گرفت، اسبابش را مهیا میکنیم. «إذا أرادَ اللهُ بِعَبدٍ خیراً هَیَّأ أسبابَه»2 اینجاست؛ وقتی خدا بخواهد خیری را به یک بنده برساند، اسبابش را هم آماده میکند. و آن بنده انجام میدهد. از آنطرف هم هست؛ وقتی بخواهد شرّی را متوجۀ شخصی کند، اسبابش را هم آماده میکند.3 حالا دیگر در اینجا مطالبی است که به مراحل بعدیِ آیۀ ﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ﴾4 مربوط میشود. [در] آن مراحل بعدی به اینجا میرسیم که چطور جنود ابلیس و جنود رحمان در حرکت هستند. اگر بنده بخواهد عملی انجام دهد، چطور اسباب و علل در عالم باید دست به دست همدیگر بدهند تا اینکه این بنده یک عمل خیر یا یک عمل شر انجام دهد. تمام اینها در حال حرکت و فعل و انفعال هستند.
﴿أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا﴾، «ما امر میکنیم» یعنی زمینه و میل به گناه در آن امت ایجاد میکنیم! معنایش این است. وقتی این کار را انجام دادیم و زمینه آماده شد، ﴿فَفَسَقُواْ فِيهَا﴾؛ میل پیدا میشود و اینها شروع میکنند به گناه کردن!
- سورۀ إسراء (17) آیۀ 16. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 360:
«و زمانی که ما بخواهیم اهل قریهای را هلاک سازیم، به متجاوزین و مسرفین آنها امر میکنیم تا با فسق و مخالفت امر ما در آن قریه، از حق عدول کنند؛ در اینصورت کلمۀ عذاب بر آنها متحقّق میشود؛ پس ایشان را بهکلی هلاک میکنیم.» - این کلام نصّ روایت نیست بلکه برگرفته از روایاتی میباشد که مضمون آن را تأیید مینمایند. رجوع شود به المحاسن، ج 1، ص 200 ـ 203. (محقق)
- رجوع شود به الکافی، ج 2، ص 452.
- سورۀ ص (38) آیۀ 71.
- سورۀ إسراء (17) آیۀ 16. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 360:

