
اوامر تشریعی و تکوینی الهی
بررسی تشریعی یا تکوینی بودن امر خدا به سجده ملائکه بر آدم
«وجوب امر به معروف و نهی از منکر» و «اوامر تکوینی و تشریعی الهی» دو موضوع مهمی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند در جمع مشتاقان و علاقهمندان به بیان آنها پرداخته اند. حضرت استاد در محور اول سخنرانی بعد از تبیین وجوب امر به معروف و نهی از منکر با استناد به آیات و روایات، به بررسی شبهۀ منافات وجوب این دو مسئله با آزادی انسان در امور فردی میپردازند. ایشان در ادامه با بیان اینکه انسان نسبت به جهات مختلف فعل افراد آگاهی ندارد و باید فعل برادر مؤمن را حمل به صحت کرد، بر لزوم امر به معروف و نهی از منکر تأکید نموده وتبیین میکنند که این وجوب با حمل به صحت منافاتی نداشته و هر کدام جایگاه خود را دارا است. در بخش دوم نیز حضرت استاد در ادامۀ سلسلهمباحث ولایت تکوینی به تبیین اوامر تشریعی و تکوینی الهی و فرق این دو پرداخته و در مورد اینکه امر خدا به ملائکه برای سجده بر آدم تکوینی یا تشریعی است مطالب ارزشمندی را مطرح مینمایند.
اوامر تشریعی و تکوینی الهی
12﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾ بنابراین تأثیراتی که بدون واسطه یا با واسطه در عالم کون تحقق پیدا میکند، از اوامر تکوینی پروردگار است. آیا دربارۀ ملائکه اینطور بوده؟ یعنی وقتی به ملائکه خطاب میشود به آدم سجده کنید، این سجده یکمرتبه و تکویناً در آنها به وجود میآید؟ اگر اینطور باشد، پس جای اعتراض برای شیطان باقی میماند [که] بگوید: «خدایا، تو ملائکه را مجبور به سجده کردی و تکویناً سجده را در آنها به وجود آوردی؛ خب میخواستی همین کار را راجع به من بکنی. چرا راجع به من نکردی؟ این عملی که من انجام ندادم، مسئلۀ تکوینی بود و در اختیار من نبود.»
منبابمثال اگر پروردگار متعال از مرغی بخواهد پانصد کیلو بار بردارد، خب نمیتواند. بعد [اگر] خدا بگوید: «ما برای حیوانات (شتر و فیل) چنین قدرتی قرار دادهایم که پانصد کیلو بار را حمل کنند»، خب به مرغ چه مربوط است؟! [مرغ میگوید:] «آن قدرت را در من هم قرار بده، من هم پانصد کیلو بار برمیدارم.» [یا اگر] خدا ما را تکلیف کند به اینکه در آسمان پرواز کنیم، ما وسیلۀ طَیَران نداریم.
این اوامر، اوامر تشریعی است که بر امور تکوینیه مترتب میشود. وقتی جهت تکوین در ما قرار داده نشده، اوامرِ مترتب بر آن هم لغو و بیهوده است. خدا نمیتواند ما را به مسئلهای امر کند که تحتِ قدرت ما نیست و اسباب و آلات و ادواتش را در ما قرار نداده است. بنابراین امری که خداوند متعال به ملائکه کرده است: ﴿فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾، باید تشریعی باشد؛ وقتی خطاب سجده برای ملائکه میآید، آنها سجده میکنند.
تکوین که نشد. [حال] مسئلهای که در اینجا مطرح میشود این است که آیا [اصلاً] برای ملائکه تشریع هست یا نیست؟ اشکالاتی که در اینجا کردهاند ناشی از این قضیه است. آیا برای ملائکه تشریع هست؛ یعنی خدا شرع و احکامی آورده که این امر، تشریعی شود؟
