اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

بررسی تشریعی یا تکوینی بودن امر خدا به سجده ملائکه بر آدم

0

«وجوب امر به معروف و نهی از منکر» و «اوامر تکوینی و تشریعی الهی» دو موضوع مهمی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند در جمع مشتاقان و علاقه‌مندان به بیان آن‌ها پرداخته اند. حضرت استاد در محور اول سخنرانی بعد از تبیین وجوب امر به معروف و نهی از منکر با استناد به آیات و روایات، به بررسی شبهۀ منافات وجوب این دو مسئله با آزادی انسان در امور فردی می‌پردازند. ایشان در ادامه با بیان اینکه انسان نسبت به جهات مختلف فعل افراد آگاهی ندارد و باید فعل برادر مؤمن را حمل به صحت کرد، بر لزوم امر به معروف و نهی از منکر تأکید نموده وتبیین می‌کنند که این وجوب با حمل به صحت منافاتی نداشته و هر کدام جایگاه خود را دارا است. در بخش دوم نیز حضرت استاد در ادامۀ سلسله‌مباحث ولایت تکوینی به تبیین اوامر تشریعی و تکوینی الهی و فرق این دو پرداخته و در مورد اینکه امر خدا به ملائکه برای سجده بر آدم تکوینی یا تشریعی است مطالب ارزشمندی را مطرح می‌نمایند.

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

17
  • بنابراین می‌بینیم امر و وحی یک معنا ‌پیدا می‌کند و می‌شود «تکوین». ما در اینها زمینه قرار می‌دهیم؛ شعور و ادراک و میل گناه قرار می‌دهیم؛ اینها به‌دنبال گناه می‌روند ﴿فَفَسَقُواْ فِيهَا﴾؛گناه می‌کنند. ﴿فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ [فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا]؛ [یعنی] حالا دیگر دست ما برای تدمیر اینها باز می‌شود؛ تدمیر یعنی وارونه کردن و از بین بردن. 1 تابه‌حال اگر می‌خواستیم عملی انجام دهیم، این مردم پدر ما را درمی‌آوردند [و می‌گفتند:] «خدایا ما هنوز گناه نکرده‌ایم؛ هنوز فعلی انجام نداده‌ایم. به چه گناهی، به چه حساب و کتابی ما را این‌طور کرده‌ای؟» حالا که اینها با دست خودشان گناه کردند، دیگر همۀ دهان‌ها بسته می‌شود و همۀ زبان‌ها بند می‌آید. ﴿فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ﴾؛ «قول که همان بَوار و نیستی است بر اینها محقق می‌شود.» ﴿فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا﴾؛ ملائکه را می‌فرستیم: یا علی، حرکت کنید بروید و حسابشان را برسید.

  • لذا انسان باید خیلی مواظب نفس خودش باشد؛ ببیند چه‌کار می‌کند و میلش به کدام طرف است. بگوید: «خدایا! اگر میل ما را به این [سمت] قرار دادی، برگردان.» [چون] قضیه خیلی مهم است! آدم باید خیلی حواسش جمع باشد.

  • چون خدا خواهد که پردۀ کَس دَرَد***میلش اندر طعنۀ پاکان بَرَد2
  • اگر خدا بخواهد پردۀ کسی را بدَرَد و آبرویش را ببرد و کارش را خراب کند، [کاری می‌کند که او] شروع ‌کند به طعنه زدن به پاکان! خدا هم به سر غیرت می‌آید [و می‌گوید:] «به پاکان طعنه می‌زنی؟!»

  • افرادی که انبیا و اولیا را مسخره کردند و به پاکان طعنه زدند و شروع کردند به نق زدن، غر زدن و تمسخر کردن، باید بدانیم کارشان دارد به کجا می‌رسد! بنده‌خدا خودش خبر ندارد؛ اگر خبر داشت، هیهات!مگر به‌دنبال این قضیه می‌رفت؟!

  • منظور از این مطالب این است که درس عملی بگیریم و الاّ صِرف گفتن این مطالب و [اینکه] مسائلی در ذهنمان انباشته کنیم [و مطالبی] از من به شما و از شما به من منتقل شود، خیلی نتیجه‌ای ندارد؛ [باید] اینها را در خودمان پیاده کنیم.

    1. رجوع شود به مفردات ألفاظ القرآن، ص 318.
    2. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص 39؛ مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 23.