
کیفیت تکلیف موجودات
اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها
کیفیت تکلیف موجودات و اشتراک انسان، جن و ملائکه در اصل تکلیف و بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت آنها از اوامر و نواهی الهی موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به تبیین و تشریح آنها میپردازد. حضرت استاد در توضیح مباحث فوق، ابتدا به اصل اشتراک تکلیف بین انسان، جن و ملائکه پرداخته سپس به بیان مراتب تکلیف در بین انسانها اشاره کرده میفرمایند که مراتب بالای تکلیف خصوصاً تکالیف اولیا ناشی از اکتفا نکردن به احکام ظاهری میباشد. ایشان در ادامه سخنرانی، مکلف بودن ملائکه و علت عدم تمردشان و معنای فعلیت آنها و وجه جمع فعلیت آنها با جهل را توضیح داده و سپس تفاوت و شباهت ملائکه با ابلیس را بیان میفرماید. در پایان حضرت استاد به بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت و رمز سعادت و شقاوت انسان میپردازد.
کیفیت تکلیف موجودات
9اینجاست که مسئله تفاوت پیدا میکند! یکمرتبه میبینید: فردی که پنجاه سال در خدمت امام صادق و کتب اهل بیت است با رو به آتش جهنم میافتد و یک فرد عوامی که هِرّ را از بِرّ تشخیص نمیدهد، «ولٰکِن قَلبُهُ یَزهَرُ کَما یَزهَرُ المِصباحُ؛1 «[ولی] دل او میدرخشد همانطور که چراغ میدرخشد!» آن [عامی] را میبرند در اعلیعلیّین، [ولی] او را با رو به آتش جهنم میاندازند! اینها همه براساس همت است!
تاثیر سکوت در سلوک و رهایی از اضطراب
در روایت از امام صادق علیه السّلام است که فرمود:
إنَّ الرَّجُلَ لَیُکتَبَ مُحسِنًا مادامَ ساکِتًا، فَإذا تَکَلَّمَ یُکتَبُ إمّا مُحسِنًا وَ إمّا مُسیئًا.
2 «انسان تا وقتی ساکت است و زبانش بسته است، ملائکه او را جزو نیکوکاران به حساب میآورند؛ اما همینکه شروع به صحبت کرد، یا جزو نیکوکاران به حساب میآورند یا جزو گناهکاران!»
این سکوت خیلی عجیب است! انسان [باید] صحبت نکند و ساکت باشد! مگر انسان مجبور است دائماً حرف بزند؟! لذا میبینیم افرادی که زیاد صحبت میکنند، دارای نفس آشفته و نفس پُرتشویش و اضطرابی هستند، اما آنهایی که کم صحبت میکنند، متانت و سنگینی دارند؛ توپُرند؛ خالی نیستند! ولو افرادی باشند که خیلی اهل راه [خدا] نباشند. انسان از صحبت با آنها دلگیر نمیشود.
ولی آنها که خیلی صحبت میکنند، میبینیم آن تشویش و اضطرابشان در خود ما هم تاثیر میگذارد. همهاش حرف بیخود میزند: «اینجا اینطور شد، آنجا آنطور شد، آنجا زلزله شد، آنجا زمین خراب شد، آنجا سیل آمد!» خب شد که شد! چهکار کنیم؟! این خیالات و این صحبتها چیزهایی است که نمیگذارد انسان حرکت کند و نمیگذارد انسان بالا برود.
تاثیر سکوت در بیان پیامبر اکرم
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
لَولا تَکثیرٌ فی کَلامِکُم وَ تَمریجٌ فی قُلوبِکُم لَرَأیتُم ما أریٰ وَ لَسَمِعتُم ما أسمَعُ.3 اگر زیادیِ صحبت و تکلم، و آن اختلاجها و تشویشهایی که دائماً در دل شماست نبود، (آن خیالاتی که دائماً در نفستان در حال حرکت است، آن تشویش و اضطرابی که همیشه در دلتان وجود دارد و دائماً با آن دستبهگریبان هستید [و باعث میشود] آرامشی که برای حرکت [لازم] است، به [شما] دست ندهد) آنی را که من میبینم شما میدیدید و آنی را که میشنوم شما هم میشنیدید!»
- الکافی، ج 2، ص 422:
«عن عَمرٍو عن أبی عبدِ اللهِ علیه السّلام... قالَ لنا ذاتَ یومٍ: تَجِدُ الّرجُلَ لا یُخطِئُ بِلامٍ و لا واوٍ، خطیبًا مِصقَعًا و لَقلبُهُ أشَدُّ ظُلمَةً مِن اللیلِ المُظلِم و تَجِدُ الّرجُلَ لا یَستَطیعُ یُعَبِّرُ عمّا فی قلبِه بِلسانِه و قلبُهُ یَزهَرُ کما یَزهَرُ المِصباحُ.» نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 322:
«از عمرو از حضرت ابیعبدالله [امام صادق] علیه السّلام روایت است که... حضرت روزی به ما گفتند: ”شما مردمی را مییابید که در سخن گفتن چنان استادند که حتّی در یک حرف، همچون لام و یا واو اشتباه نمیکنند. خطیبی هستند بلیغ، و یا جَهوَریُّالصّوت، و یا بهطور مسلسل بدون ارتعاش و لکنت لسان خطبه میخوانند، اما قلبشان تاریکتر است از شب تاریک. و همچنین شما مردمی را مییابید که توانایی ندارند که آنچه را در نیّت دارند بر زبان آورند، اما قلبشان همچون چراغ درخشان نور میدهد“.» - الکافی، ج 2، ص 116؛ ثواب الأعمال، ص 178؛ الاختصاص، ص 232. با قدری اختلاف در مصادر.
- المیزان، ج 5، ص 270؛ رساله لبّ اللباب، ص 39؛ مسند أحمد، ج 5، ص 39، با قدری اختلاف.
- الکافی، ج 2، ص 422:
