دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
13کارش به جایی میرسد که فرستادۀ پیغمبر را با دست خالی به مدینه برمیگرداند! میگوید: «به رسولالله بگو: من زکات نمیدهم!» خیلی راحت و بیرودربایستی! آن [مأمور زکات] هم به مدینه میآید و به پیغمبر میگوید:
این شخص میگوید:
”من زکات نمیدهم و خودم بعداً میآیم حساب میکنم.“
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ﴾.1 اینجاست که وقتی طایفه و گروهی از شیطان میآیند بر قلب انسان[های باتقوا] مسلط شوند، فوراً اینها جنود رحمان را به کمک میطلبند و جنود رحمان، مسائل واقع و حقیقی را در مقابل جنود ابلیس میآورند و آنها را زمین میزنند و مسیر خودشان را یکطرفه انتخاب میکنند.
از این قضیه ماهها میگذرد تا اینکه به مدینه نزد پیغمبر میآید و میگوید:
«یا رسولالله! برای زکات بهدنبال من فرستاده بودید؛ آمدهام زکات حساب کنم.»
پیغمبر فرمودند: «وقتش گذشت و دیگر از تو زکات نمیگیریم!» ایدادبیداد! دیگر کارش تمام شد! آن وقتی که سراغت میآیند، باید زکات بدهی!
او هم متوجه نشد که شاید کلام پیغمبر تنبیه و توبیخ باشد [تا] او را متوجهش کند! از کجا [معلوم] مطلب به آخر رسیده وکار تمام شده؟! ای احمق! همۀ گلهای که به دست آوردهای، وِزر و وبالت است! باید همه را رها کنی و بیایی صف اول!
کلام پیغمبر را شنید و سرش را پایین انداخت و گفت: از من قبول نمیکنند دیگر! و به بیرون مدینه رفت. پیغمبر هم از دنیا رفتند و از او زکات را قبول نکردند! لذا ﴿خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَ﴾2 [شد.]
3 تمام عمر و سرمایه و آن واقعیت و حقیقتی را که باید در این دنیا رشد کند، فدای چهار تا گوسفند کرد! آن گوسفندی که برای دیگران است و خود آن احمق این را نمیخورد و از آن بهرهمند نمیشود و دیگران از او میخرند. اما او حقیقت خودش را برای دنیای دیگران از دست میدهد و فقط به آرزو و هویٰ زنده میماند.
- سورۀ اعراف (7) آیۀ 201. معادشناسی، ج7، ص162:
«مردمان با تقوى كسانى هستند كه به مقام و درجهاى نائل آمدهاند كه هر وقت شيطان اراده كند در اطراف دل آنها گردشى بنمايد؛ و طوافى كند؛ و به قول عامّه چرخى بزند، و سپس در دل آنها فرود آيد و بنشيند؛ و خاطرهاى ايجاد نمايد؛ آنان به حربه ذكر و ياد حضرت حقّ جلّ و عزّ متذكّر ميشوند و با ياد خدا و ذكر حقّ شيطان را دفع ميكنند.» - سورۀ حج (22) آیۀ 11. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 285، تعلیقه:
«هم در دنیا خسارت دیده است و هم در آخرت خسارت آورده است.» - رجوع شود به الکشف و البیان، ج 5، ص 71؛ الدّر المنثور، ج 3، ص 260.
- سورۀ اعراف (7) آیۀ 201. معادشناسی، ج7، ص162:

