دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
10وقتی عقل و جنود رحمان این مسائل را در مقابل انسان قرار داد، یا این جنود بر آن جنود [شیطان و دنیا] غلبه میکند یا آن جنود بر این غلبه میکند. هرکدام از دو طرف بر دیگری غلبه کرد، موقعیت انسان یکطرفه خواهد شد؛ اگر جنود ابلیس غلبه کرد، انسان صدقه نمیپردازد، زکات نمیدهد، مرتکب حرام و مستوجب عقاب میشود؛ نه تنها از خودش بیرون نیامده بلکه گناهی بر گناهان خودش اضافه میکند. اگر آن جنود غلبه کرد، انسان از خودش میگذرد، جامعه اصلاح میشود و دیگران به نوایی میرسند؛ هم نفع برای دیگران است و هم نفع برای شخص انسان است.
حکایت اصرار ثَعلَبه به پیامبر برای پولدار شدن
شخصی از فقرای مدینه که در صف اول نماز جماعت پیغمبر میایستاد و خیلی هم فقیر بود، روزی خدمت پیغمبر اکرم آمد. [گفت:] «یا رسولالله، من فقیر هستم. دعایی کنید، کاری انجام دهید تا من به غنا و ثروت برسم!» حضرت فرمودند: «به صلاح تو نیست.» دوباره روز بعد آمد: «یا رسولالله، من فقیر هستم؛ فقر به من فشار آورده، زندگی فشار آورده، احتیاج دارم، زن و بچه و عائله دارم.» حضرت فرمودند: «به صلاحت نیست.» برای بار سوم که خدمت پیغمبر رسید، پیغمبر فرمودند: «حالا که اینطور میخواهی، پس إنشاءالله خدا به تو ثروت میدهد.» این شخص مغازهاش وحجرهاش را باز کرد. از هنگامی که این حجره باز شد، مشتریها شروع به آمدن کردند.
این خیلی عجیب است! فقط اختصاص به آن شخص ندارد و برای همۀ افراد است. باید بدانیم هرکس در این دنیا به کس دیگری رجوع میکند، از یک جا این رجوع حواله شده است؛ و الاّ این شخص بهجای اینکه اینجا بیاید، جای دیگر میرفت؛ چرا در اینجا آمد؟! چه کسی در ذهن او خطور داد که به اینجا مراجعه کند؟! چه کسی به ذهن او خطور داد که از اینجا بگذرد و با چنین مسئلهای مواجه شود؟!

