دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
16سوءاستفادۀ پادشاهان ظالم از دین
در زمان سابق مگر پادشاهان و سلاطین و حکام ظلم وقتی میخواستند جهاد کنند، در این مسیر و قانون قرار نگرفتند؟! تمام جنگهایی که ما مشاهده میکنیم در طول تاریخ بین ملل و بین اقوام اتفاق میافتاد، تمام یا بیشتر و غلب این جنگها و نبردها و خونریزیها و از بین رفتن نفوس، براساس امور و مسائل شخصیهای است که بین اُمرا و زُعما و سلاطین آن ملل میگذشت و میگذرد؛ با مردم کاری ندارند! فلان سلطان برای فلان سلطان نامه مینویسد و او را هتک میکند، دشنام میدهد و مسخره میکند، یکمرتبه جنگ راه میاندازند؛ [میگویند:] به حیثیت ملی ما لطمه خورده است!
مگر در زمان سابق اینطور نبود؟! این را که ما خودمان در حکومت سابق مشاهده میکردیم؛ وقتی فلان دولت مطلبی به اعلیحضرت میگفت یا وقتی فلان شخص یک بیاحترامی نسبت به ذات ملوکانه مینمود، یکمرتبه [ اینطور جلوه داده میشد که] این قضیه با هتک احترام حیثیت ملی مواجه میشد و تمام شئونات مملکت به زیر سؤال میرفت. و آن هتک احترام همان خنده و بیاحترامی بود که [به خیالشان] نسبت به یک مملکت روا داشته شده بود.
به تو بیاحترامیکردهاند، به مردم و زن و بچۀ مردم چه ربطی دارد؟! همین که بیاحترامی میشد یک مرتبه یک لشگر و یک ایران برای از بین بردن طرف مقابل حرکت میکرد! روابط و مناسبات سیاسی با همدیگر قطع میشد و اینها همه از بین میرفت! چه مشکلاتی برای دو مملکت و برای افراد و مسلمانها پیش میآمد؛ برای چه؟ [چون] این آقا به این آقا بیاحترامیکرده است؛ همین! این رسم و رسومی بوده که بین همه سلاطین در جریان بوده است.
اینها برای این است که آنها مسائل شخصی و آنچه به شخص آنها مربوط میشود، به دیگران گسترش میدهند؛ آنوقت شروع به جنگ کردن و از بین بردن و از دست دادن و اتلاف نفوس و خسارات میکنند. تمام اینها بهخاطر یک بیاحترامی [است] که نسبت به شخصی مثل شاه و رئیس جمهور و حاکم ظالمی شده است! تمام اینها فقط به این برمیگردد.

