دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
17آنوقت احکام جهاد را صادر میکنند و میگویند: «باید جنگ کرد، باید از بین برد، باید از حیثیت ملی خود دفاع کرد!» اما وقتی این دو تا با همدیگر بر سر آشتی آمدند(تمام اینها مسائلی بود که ما در حکومت گذشته مشاهده میکردیم)، دیگر این مردم با آن مردم برادر می شوند، هر دو با همدیگر روابط حسنه ایجاد میکنند و با هم خوب میشوند! چطور شد دیگر در اینجا جنگ جایز نیست و باید صلح کرد؟! [میگویند: این] برادرکشی است؛ چرا انسان را از بین ببرند؟! به این میگویند «دین را در خدمت دنیا قرار دادن»!
سوءاستفادۀ حجاج بن یوسف ثقفی از دین برای حکومت
حجّاج بن یوسف ثقفی تمام قرآن را حفظ بود1 و تمام کارهایی که انجام میداد از روی دین و آیات قرآن و مسائل شرعی انجام میداد. خود را از طرف حکومت عبدالملک مروان، ولیّ امر و صاحب اختیار میدانست و جنبۀ ولایت را از مصدر خلافت به خود منتقل میدانست؛ لذا در میان مردم امر و نهی میکرد و مردم را از بین میبرد. تمام اینها با آیات قرآن بود!
2 «وَ الدِّینُ لَعقٌ عَلیٰ ألسِنَتِهِم»: تا وقتی دین ارزش و بها دارد که در خدمت دنیای من قرار بگیرد؛ اگر در خدمت دنیای من قرار نگیرد، دیگر این دین به درد نمیخورد! تا وقتی دین ارزش دارد که من متصدی امور دین شوم والاّ فایده ندارد!
حکایت استفادۀ نفسانی از دین، توسط یکی از علما در زمان شاه
یکی از دوستانمان [دربارۀ] فلان شخص3 نقل میکرد:
یکوقت من از منزل او تا دم مسجد میرفتم. در بین راه چند بچه نشسته بودند و داشتند قمار (شطرنج)بازی میکردند. یکمرتبه او عصبانی شد؛ خیلی رگهای گردنش برافروخته شد و خلاصه خیلی متأثّر شد و عصای خودش را بلند کرد. همینکه عصا را بلند کرد، آن بچهها بساط را برداشتند و همه فرار کردند و از آنجا متفرق شدند. بعد با حال عصبانیت گفت: «من با این شکل و قیافه از راه و مسیری حرکت کنم و در مسیر من شطرنجبازی و قماربازی کنند؟!
- تاریخ دمشق, ج12, ص116.
- رجوع شود به سنن أبیداود، ج 2، ص 400؛ امامشناسی، ج 9، ص 138.
- .پیرمرد سیدی بود از علمای معروف طهران در حکومت ظالمۀ سابقه که در میان مردم هم موجّه بود. بعضی میدانستند که او با این دستگاه ارتباط دارد و من هم او را میشناختم. ایشان شخصی درباری بود؛ به دربار میرفت و ماشین دربار او را اینطرف و آنطرف میبرد و خلاصه گاهگاهی در مجالس آنها شرکت میکرد و افراد هم میدانستند. منزلش هم در یکی از خیابانهای معروف بود.

