
دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
تقابل عالم دنیا و مجاز با عالم توحید و حقیقت
دنیا پرستی و تقابل عالم دنیا و مجاز با عالم توحید و حقیقت و رویارویی جنود عقل با جنود شیطان، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه با بیان شیوا و شیرین و نقل حکایات آموزنده از این تقابل و رویارویی آن را مورد بحث قرار دادهاند. حضرت استاد میفرمایند: در بدو ورود انسان به این دنیا خداوند صفات توحیدی را در او قرار میدهد؛ اما پس از ورود او در دنیا، آهسته آهسته آن صفات توحیدی به فراموشی سپرده میشود و کمکم جنود شیطان با جنود عقل و صفات توحیدی به مقابله بر میخیزند. در ادامه ایشان ضمن بیان مراحل پنجگانۀ دنیا، بر حفظ صفات توحیدی در تمام مراحل زندگی تأکید مینمایند و در پایان به توضیح سخن سیدالشهدا دربارۀ دنیاپرستی مردم و قلیل بودن دینداران میپردازند.
دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
8﴿قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾ [گفتند: بله ولی] شما خودتان را فریفتید و درنگ کردید و آرزوها شما را گول زد؛ شما مَجاز را حقیقت پنداشتید و واقع برای شما مجاز و مجاز برای شما واقع جلوه کرد؛ زندگی دوروزه را ابد پنداشتید و حیات ابدی را نسیه پنداشتید؛ آنچه واقع است برای شما موهوم و معدوم بود و آنچه مجاز است برای شما واقع بود. این را میگویند ﴿غَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ﴾؛ آرزوها میآید انسان را گول میزند.
وقتی ما از آن دنیا میآییم، آن واقعیات فراموش میشود و به اینجا میپردازیم و اینجا برای ما واقع میشود؛ حال که اینجا برای ما واقع شد، تمام برنامهها و افعال و اعمال خود را بر این اساس قرار میدهیم.
اگر ما اینجا را مجاز ببینیم، هیچگاه کارهای خودمان را بر این اساس قرار نمیدهیم! چون آن واقع در نزد ما مَنسی و فراموش شد، این مجاز (محل تجاوز)، این غیرواقع، این عبور، این دو روز، در نزد ما ابد جلوه کرد و وقتی ابد جلوه کرد، بر آن اساس ما برنامهریزی کردیم.
انبیا و اولیا آمدهاند فقط به ما این را بگویند: مجاز را با حقیقت اشتباه نگیر! حقیقت یک مطلب است و مجاز مطلب دیگری است.
معنای «النّاسُ عَبیدُ الدُّنیا» این است؛ یعنی بهجای اینکه مردم بندۀ واقع و بندۀ حق و حقیقت شوند، بندۀ مجاز و بندۀ دنیا و بندۀ هویٰ شدند! «النّاسُ عَبیدُ الدُّنیا» آن واقع در نزد آنها فراموش شد و این مجاز جایگزین آن واقع قرار گرفت.
لذا دیگر تمام افعال و کردار بر آن اساس تدوین میشود. حکم الهی میآید: ﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡ وَٱللَهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾؛1 احکام الهی است حکم الهی بر صدقه میآید؛ از اینها زکات بگیر! یکمقدار از اموال اینها را باید بگیری و برای فقرا و امور مسلمین و موارد مستحسنه و محتاجٌ إلیها صرف کنی. ﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ﴾ اینصدقه چهکار میکند؟ ﴿تُطَهِّرُهُمۡ﴾ اولاً آنها را پاک میکند و از این دنیا بیرون میآورد ﴿وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡ وَٱللَهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ این صدقه آنها را پاک میکند و تطهیر و تزکیه می کند.
- سورۀ توبه (9), آیۀ 103. امامشناسی، ج5، ص263:
«(اى پيغمبر) از أموال ايشان صدقه را برگير، تا بدين وسيله آنان را تطهير و تزكيه بنمایى، و بر آنان دعا كن، زيرا كه دعاى تو موجب سكونت خاطر ايشان است.»
- سورۀ توبه (9), آیۀ 103. امامشناسی، ج5، ص263:
