
روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی
جریان شق القمر توسط پیامبر اکرم
روح، عقل، حیات، شعور و ادراک داشتن اجرامِ آسمانی و مطیع امر پروردگار بودن آنها و حرکت شان در مسیری که خداوند برای آنها مقدر کرده، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی به تبیین آن میپردازند. حضرت استاد برای اثبات این قضیه شواهدی از آیات و روایات مختلف بیان میکنند. خطاب قرار دادن ماه در هنگام رؤیت هلال، بیان کامل و مشروح قضیۀ شقّالقمر پیامبر اکرم ـ صَلواتُ الله علیهِ و آله و سَلّم ـ ، معجزات آن حضرت و همچنین گریه کردن آسمان و زمین در عزای امیرالمومنین و سیدالشّهدا ـ علیهم السلام ـ برخی از شواهد و دلایلی است که حضرت استاد برای اثبات قضیه با استناد به آنها به تبیین موضوع میپردازند. در پایان نیز معجزۀ اصلی پیامبر اکرم را رفع حجاب از دیدگان، عنوان میکنند
روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی
توضیحات:
روح، عقل، حیات، شعور و ادراک داشتن اجرامِ آسمانی و مطیع امر پروردگار بودن آنها و حرکت شان در مسیری که خداوند برای آنها مقدر کرده، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی به تبیین آن میپردازند. حضرت استاد برای اثبات این قضیه شواهدی از آیات و روایات مختلف بیان میکنند. خطاب قرار دادن ماه در هنگام رؤیت هلال، بیان کامل و مشروح قضیۀ شقّالقمر پیامبر اکرم ـ صَلواتُ الله علیهِ و آله و سَلّم ـ ، معجزات آن حضرت و همچنین گریه کردن آسمان و زمین در عزای امیرالمومنین و سیدالشّهدا ـ علیهم السلام ـ برخی از شواهد و دلایلی است که حضرت استاد برای اثبات قضیه با استناد به آنها به تبیین موضوع میپردازند. در پایان نیز معجزۀ اصلی پیامبر اکرم را رفع حجاب از دیدگان، عنوان میکنند
روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی
7این هم مطلبی بود که جبرائیل به پیامبر عرض کرد
از آن طرف ابوجهل بهاتفاقِ بزرگانِ قریش به بیرون مکه حرکت میکند و در آنجا میبیند حبیب بن مالک در نزدیکی مکّه فرود آمده و بهاتفاق چهلهزار نفر از قبیلۀ حِمیَر و سایر قبایل خیمههایی برافراشته و میخواهد طواف انجام دهد. حبیب بن مالک بر سَریری از نقره نشسته و تاجی بر سر دارد، محاسن او سفید و قریب به 160 سال هم از عمرش گذشته است. [ابوجهل] آمد و سلام کرد و دست او را بوسید همه دور حبیب نشستهاند و شروع میکند به صحبت کردن پس از تَرحیل و ترغیب و تشویق و تملُّق و امثالذلک میگوید:
ما بنیهاشم را عزیز میداشتیم و در میان ما محترم بودند و همیشه رعایت آنها را میکردیم، ولی مدتی است جوانی که پدر و مادر خود را در طفولیت از دست داده و در دامان عمویش ابوطالب پرورش یافته، آمده و ادعای پیغمبری کرده و حالا خدایان ما را دشنام میدهد و خلاصه نسبت به همۀ عرب و افرادی که بتها را میپرستند هتک احترام روا میدارد! و ما چارۀ کار را در این دیدیم که شما که فردِ عالم و دانشمندی هستید فردا در اَبطَح (زمین صافی در بیرون مکه بود) بهاتفاق همۀ افراد جمع شوید و در آنجا با این شخص صحبت کنید و او را مُفتضح کنید تا مسئلۀ او خاتمه پیدا کند.
حبیب بن مالک قبول میکند. قرار میگذارد که فردا بهاتفاق افراد خودش در اَبطح(در بیرون مکه سرزمین صافی بوده) خیمه بزند و در حضورِ همه با آن حضرت مُحاجّه و مناظره و صحبت کند و آن حضرت را منکوب کند.
آنها فردا به آنجا میآیند. ابیبکر که در آنجا حاضر بوده، در اینموقع میآید و به پبغمبراکرم خبر میرساند که الآن حبیب بن مالک [و قبیلهاش] نشستهاند و منتظر شما هستند. جبرائیل دوباره بر پیغمبر اکرم نازل میشود و سلام پروردگار را خدمت آن حضرت ابلاغ میکند و عرض مینماید:
