عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان
12پیغمبر [و] رسول خدا چهکار کرد؟ آن کسانی را که خلاصۀ مطلب قرار بود به همینجا برسند اینها را جمع آوری کرد، دورشان را گرفت، [زیر] بال و پر اینها را گرفت و اینها را برد آنجا. این کاری است که پیغمبر کرد. این همه زحماتی که پیغمبر کشید بهخاطر همین بود.
اگر به شخصی بگویند: «آقا برو مسئولیتی را انجام بده.» خب این همه [خود را به سختی انداختن] که دیگر ندارد. میگویند :«آقا برو فلان کار را انجام بده. فلان مطلب را بر عهدۀ تو گذاشتیم، برو انجام بده.» خب میرود انجام میدهد؛ اگر مانع پیدا شد، برمیگردد دیگر؛ اینکه مسئلهای نیست. اما پیغمبر قضیه را پیگیری میکند: از مکه بهسمت طائف حرکت میکند. مسائلی در آنجا [پیش] میآید: دنبال او میکنند [و] به او سنگ میزنند. [در تاریخ] داریم از ساق پای آن حضرت در طائف خون میچکید. به سر آن حضرت سنگ زدند و از سر آن حضرت خون میآمد. حضرت در کناری نشسته بودند. گردوغبار صورت آن حضرت را گرفته [بود]. در این موقع غلامی میآید [و] برای آن حضرت انگور میآورد. حضرت میبینند هان! این همانی است که میشود دستش را بگیریم. شروع میکنند با او صحبت کردن و او را مؤمن و مسلمان میکنند و میگویند: «من حقم را گرفتم!» دوباره به مکه برمیگردند.1 این کاری است که پیغمبر دارد میکند.
ظهور تامّ رأفت و رحمت الهی در وجود پیغمبر
[سرّ] این همه قضایا و مسائلی که برای آن حضرت اتفاق میافتد؛ این قضیه چیست؟ غیر از این است که ظهور رأفت خدا و نزول پروردگار در رأفت و رحمت در این قالب است؟!
به وحدانیت خدا قسم، همانطور که خود پروردگار بر این بندگانش رأفت و رحمت داشت، همینطور پیغمبر داشت! به وحدانیت خدا قسم خوردم! همانطور که خود پروردگار بر خلائقش رحمت و رأفت دارد، [چون] اینها بندگانش هستند، همان رأفت و رحمت در وجود پیغمبر است: ﴿وَ مَآ أَرۡسَلۡنٰكَ إِلَّا رَحۡمَةٗ لِّلۡعٰلَمِينَ﴾.2 تمام عالمِ خلقت زیر رحمت پیغمبر اکرم بود. آنوقت ببینید این مردم با پیغمبر و با اهلبیت پیغمبر چه کردند!
- رجوع شود به قصص الأنبیاء علیهم السلام، راوندی، ص 330 و 331؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج 1، ص 68.
- سورۀ انبیاء (21) آیۀ 107. معادشناسی ج9 ص143:
«و اى پيغمبر ما نفرستاديم تو را مگر رحمت براى تمام عالميان.»

