اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان

دارای مراتب بودن معرفت و عدم احاطۀ ملائکه بر همۀ جهات وجودی انسان

14649
نسخه عربی

عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان

14
  • [حسنین] از خواب بلند شدند. پیغمبر اکرم هر دو را در بغل گرفت و به‌سمت مدینه حرکت کرد. ابوبکر رو می‌کند به پیغمبر که یا رسول‌الله یکی از اینها را به من بده. پیغمبر فرمودند: «نیازی نیست. مسئله‌ای نیست. ثقلی ندارند!» یکی دیگر (ظاهراً عمر) به پیغمبر عرض می‌کند: «یا رسول‌الله، حسن یا حسین را بده؛ هر دو را بغل کرده‌ای؟!» حضرت می‌فرمایند: «مسئله‌ای نیست.» امیرالمؤمنین علیه السلام عرض می‌کند: «یا رسول‌الله، یکی از اینها را به من عنایت کن.» اینجا دیگر حضرت نمی‌توانند [درخواست] امیرالمؤمنین را رد کنند؛ رو می‌کنند به حسن و می‌فرمایند: «ای حسن، آیا می‌خواهی در بغل و آغوش پدرت بروی؟» عرض می‌کند: «نه یا رسول‌الله، می‌خواهم همین[جا] در آغوش شما باشم.» خوب جایی پیدا کرده بود! بعد حضرت به حسین می‌فرمایند: «ای حسین، می‌خواهی در آغوش پدرت بروی؟» امام حسین هم می‌فرماید: «من هم همان حرف برادرم را می‌زنم.» خلاصه پیغمبر هر دو را بلند کردند و در آغوش گرفتند و همین‌طور آوردند تا به منزل رساندند. 1

  • حسنین جایشان آغوش پیغمبر بوده، نه‌اینکه سرشان را بر بالای نیزه از این‌طرف به آن‌طرف و از این شهر به آن شهر!

  • ألسَّلامُ علیکَ یَا ابنَ ‌رسولِ ‌الله! السَّلامُ علَی الحسین!

  • رأسُ ابنِ بِنتِ محمّدٍ و وَصیِّه***لِلنّاظِرینَ علیٰ قَناةٍ یُرفَعُ
  • و المُسلِمونَ بِمَنظَرٍ و بِمَسمَعٍ***لا مُنکِرٌ مِنهُم و لا مُتَفَجِّعٌ
  • کَحُلَت بِمَنظَرِکَ العُیونُ عِمایَةً***و أصَمَّ رُزؤُکَ کُلُّ اُذُنٍ تَسمَعُ
  • ما رَوضةٌ إلّا تَمَنَّت أنّها***لکَ حُفرة ٌو لِحَظِّ [لِخَطِّ‍] قبرِکَ مَضجَعُ2
  • [ابن‌زیاد] دستور داد سر آن حضرت و سایر سرها را در کوچه‌ها و شوارع کوفه بگردانند. اهل‌بیت آن حضرت را بی‌خِمار3 وارد مجلس خود نمود. تمام افراد و رجّاله‌ها4 را به مجلس خود دعوت نمود.

  • ابن‌حجر در الصواعق المحرقه می‌گوید: «هنگامی که سر سیدالشهدا را به دارالاماره آوردند، مردم دیدند از در و دیوار دارالاماره خون می‌چکد! ابن‌زیاد با حالت تمسخر و خنده و مستی در مقابل اهل‌بیتِ آن حضرت دست برد به چوب، بر لب و دندان آن حضرت...!»

    1. رجوع شود به الأمالی، شیخ صدوق، ص 443 ـ 446؛ مناقب آل‌أبی‌طالب علیهم السّلام، ج 4، ص 26.
    2. اللهوف، ص 163.
    3. خِمار جمع خُمُر به معنای چیزی است که زن‌ها با آن سر وگردن خود را می‌پوشانند؛ مانند روسری و مقنعه.(محقق)
    4. افراد پست و فرومایه.(محقق)