
کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات
ظرفیت متفاوت موجودات نسبت به نزول اسماء الهی
کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات و ظرفیت متفاوت موجودات نسبت به نزول اسماء الهی موضوعي است كه حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمنید آن را بیان کرده میفرمایند همۀ اسماء و اوصافی که در موجودات وجود دارد از ناحیۀ خدا در موجودات به ودیعه گذاشته شده است. هر موجودی براساس ظرفیت و مقدار ادراکی که دارد آن اوصاف را میگیرد و با شوائب نفسانیاش خلط و مزج میکند؛ فقط ائمه و اولیای الهی هستند که چیزی را با آن آمیخته نمیکنند. و همین عدم خلط و عصمت است که باعث تفاوت امام با غیر اوست. در ادامه ایشان دو دلیل بر حرمت تشبیه افراد با امام معصوم میآورد و در پایان میفرماید علت تمایز امام حسین علیه السلام از دیگران صرفاً به جهت قیام ایشان نبود بلکه بهخاطر امامت ایشان بود.
کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات
توضیحات:
کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات و ظرفیت متفاوت موجودات نسبت به نزول اسماء الهی موضوعي است كه حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمنید آن را بیان کرده میفرمایند همۀ اسماء و اوصافی که در موجودات وجود دارد از ناحیۀ خدا در موجودات به ودیعه گذاشته شده است. هر موجودی براساس ظرفیت و مقدار ادراکی که دارد آن اوصاف را میگیرد و با شوائب نفسانیاش خلط و مزج میکند؛ فقط ائمه و اولیای الهی هستند که چیزی را با آن آمیخته نمیکنند. و همین عدم خلط و عصمت است که باعث تفاوت امام با غیر اوست. در ادامه ایشان دو دلیل بر حرمت تشبیه افراد با امام معصوم میآورد و در پایان میفرماید علت تمایز امام حسین علیه السلام از دیگران صرفاً به جهت قیام ایشان نبود بلکه بهخاطر امامت ایشان بود.
کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات
11خیلی ناراحت نباشید! ما هم [اینطور] هستیم! هرکس برحسب آنچه در این عالم باید انجام وظیفه کند، به یک نحو و شکل و خصوصیت، انجام وظیفه میکند. خب مزاح کردیم! البتّه شِبهِ مزاح بود و [مرادِ] جدّی هم در آن بود! این عالَم باید راه بیفتد و حرکت کند.
معنای ﴿زَبَداً رابیاً﴾ و خلط کثرات با اسماء
بنابراین، یکی از اسامی پروردگار حیّ است. این حیات در این عالَم نزول پیدا میکند. اصل حیات از ناحیۀ پروردگار و حق است و در آن حرفی نیست؛ اما وقتی که میآید در اینجا، ما این حیات را به خودمان نسبت میدهیم: «این منم که زنده هستم، این منم که خودم را روی پایم نگه میدارم، این منم که با استفاده از این دارو و غذا، خودم را در اینجا نگه داشتهام.»
این حیات [را به خود نسبت میدهد!] بندۀ خدا تو کجایی؟! [بنده میگوید:] «من! من! من!» [خدا میفرماید:] «ابداً! ابداً!» اصلِ آن حیات، حق [است، اما] آمیخته شدن با انتساب به خود، باطل است!
علم از ناحیۀ پروردگار در قلوب مردم جای میگیرد؛ اصل علم از ناحیۀ پروردگار است: ﴿أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَالَتۡ أَوۡدِيَةُۢ بِقَدَرِهَا﴾. هر شخصی بهاندازۀ خودش از این علوم پروردگار بهرهمند میشود. در اینجا [اگر] من از این علمم برای دنیا و در جهت خلاف رضای خدا استفاده کنم، میشود ﴿فَٱحۡتَمَلَ ٱلسَّيۡلُ زَبَدٗا رَّابِيٗا﴾. این علم را به خود میبندم: «من رفتم تحصیل کردم، من رفتم تحقیق کردم، من رفتم مطالعه کردم، من رفتم بهدست آوردم، من! من! من!» تمام اینها ﴿فَٱحۡتَمَلَ ٱلسَّيۡلُ زَبَدٗا رَّابِيٗا﴾ است.
این زَبَدِ انتساب به مَنیّت، موجب میشود که من این علم را در غیر رضای خدا به کار بگیرم. این میشود ﴿فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذۡهَبُ جُفَآءٗ﴾. اصل آن علم حق است و در آن هیچ خدشهای نیست. انتساب آن علم به خود، میشود ﴿زَبَدٗا رَّابِيٗا﴾. قضیّه این است.
تطبیق کلام امیرالمومنین با خلط کثرات با اسماء الهی
